آقای رئیس جمهور! من نیز منتقد توافقنامه ژنو در آذر 1392 هستم.

۸۳۳۴
۳۰ فروردین ۱۳۹۳
۱

باسمه تعالی
حضرت حجه الاسلام و المسلمین جناب آقای دکتر حسن روحانی
رئیس محترم جمهور!
حضرتعالی روز سه شنبه مورخ ۱۵/۱۱/۱۳۹۲، همه کسانی که تاکنون منتقد توافقنامه ژنو؛ موسوم به برنامه اقدام مشترک بوده اند را «کم سواد» و «تغذیه شده از جاهای خاص» معرفی فرمودید. اینجانب چندی پیش مقاله ای در انتقاد از توافقنامه ژنو در فضای مجازی منتشر کردم و امروز دریافتم که بنا به فرمایش حضرتعالی، از جمله افراد کم سواد، غیر دانشگاهی و تغذیه شده از جاهای خاص تلقی شده ام.
حضرتعالی فرمودید: «چرا فقط یک عده معدود کم‌سواد که از جایی خاص تغذیه می‌شوند، باید از توافق ژنو حرف بزنند؛ اما اساتید دانشگاه‌های ما خاموشند؟» از مفاد این جمله فهمیده می شود که همه کسانی که پس از توافق ژنو، زبان به نقد گشوده و یا در این موضوع قلم زده اند؛ اولاً کم سواد و غیر دانشگاهی هستند و ثانیاً از جاهای خاص تغذیه می شوند؛ حال آن که اکثر کسانی که تاکنون به این موضوع پرداخته اند، تا جایی که من می شناسم، دانشگاهی بوده و در بین آنان، افراد غیر دانشگاهی، کمتر دیده می شود. سه چهار مورد اندیشمندان منتقدی هم که اینجانب سراغ دارم؛ گرچه اکنون دانشگاهی نیستند ولی یا دارای مدارج عالی تحصیلات دانشگاهی و یا دانش آموخته سطح چهار و بالاتر حوزه های علمیه هستند.
به هر حال ما را به دیگران چه کار؟ اینجانب از خودم می گویم که اولاً دانشگاهی هستم و از دولت؛ به عنوان حقوق ماهیانه تغذیه می شوم؛ ثانیاً ۲۲ سال سابقه عضویت در هیأت علمی دانشگاه دارم و ثالثاً وکیل دادگستری و مثل حضرتعالی، حقوقدان هستم، ضمن آن که هم چون شما، سرهنگ نیز نیستم؛ بنابر این تصور نمی کنم از جمله کسانی تلقی شوم که شما فرمودید.
اما در سخنرانی حضرتعالی، یک درخواست وجود داشت که تصمیم گرفتم با جان و دل، به آن لبیک گفته و آن را اجابت کنم و آن این بود که خاموش نباشم و آرام و محترمانه، مطالبه رئیس جمهور کشورم را پاسخ مثبت دهم. لیکن من نیز از حضرتعالی که هم دانشگاهی هستید، هم حوزوی، هم روشنفکر، هم حقوقدان، هم با سواد، هم اعتدال گرا و …..، یک درخواست دارم و آن این است که اگر حرفهایم درست بود، آن را بپذیرید و در جهت مصالح کشور و منافع ملت، به کار بندید و اگر غلط بود، محترمانه پاسخ دهید و آن را رد کنید اما چون گفتمان خود را اعتدال معرفی کرده اید، هم خودتان، از به کار بردن الفاظی؛ نظیر افراطی، بی سواد، مزد بگیر از جاهای خاص، یک شبه انقلابی شده و ….. پرهیز کنید و هم از همکارانتان در دولت بخواهید که از حسود، مشتی قانون گریز و افراطی خواندن منتقدان اجتناب کنند؛ زیرا به نظر نمی رسد که این رویه، با اعتدال، انصاف، ادب و احترام، عقلانیت، فراجناحی بودن و به ویژه تدبیر و مشی انتقاد پذیری نسبتی داشته باشد.
اینجانب مفاد توافق تیم هسته ای در ژنو را به دقت مورد بررسی قرار داده ام و نسبت به آن دیدگاه هایی دارم و در مجموع مطمئنم که کشور، ناچار خواهد بود که این راه رفته را، با تحمل هزینه های بسیار سنگین باز گردد؛ همان طور که در اواخر عمر دولت موسوم به اصلاحات، مجبور شد که از راه نادرستی که در سال ۱۳۸۲ رفته بود؛ یعنی تعلیق برنامه هسته ای کشور، به دشواری باز گردد و متعاقب آن، با انواع تحریم ها و فشارها مواجه شد.
جناب آقای رئیس جمهور!
اسناد و قراردادها، از حیث نفوذ و تأثیر، در سطح یکسانی ارزیابی نمی شوند. توافق نامه های بین المللی؛ نظیر آن چه در ژنو بین ما و کشورهای پنج به علاوه یک منعقد گردید، از نافذترین و مؤثرترین قراردادهای حقوقی بوده و ضریب نفوذ و تأثیر آن می تواند پیامدهای مثبت و یا تبعات سنگین و جبران ناپذیری برای مصالح و منافع ملی در پی داشته باشد.
حضرتعالی؛ به عنوان یک حقوق دان، قاعدتاً می دانید که استخدام و جایگزینی الفاظ و واژه ها در یک متن حقوقی؛ به ویژه با ضریب نفوذ و تأثیر بین المللی، تا چه اندازه اهمیت دارد.
جامعیت و مانعیت،از بدیهی ترین شرایط و ویژگی ها در استخدام و جایگزینی الفاظ، در متون حقوقی است و طرفین قرارداد، در صورت برخورداری از خبرویت لازم، هرگز زیر بار امضای قراردادی نمی روند که حتی یک واژه مبهم و قابل تفسیر و تأویل در آن موجود باشد؛ تا جایی که کاملاً راه را بر هرگونه «سوء تفسیر»، یا «ارائه برداشت ها و تفاسیر متفاوت» و یا «توسیع ها و تضییق ها» ببندند.
یکی از مهم ترین ایرادها و کاستی های توافق نامه ژنو، در همین رابطه است که استخدام و جایگزینی حساب شده ی واژه های خاص، دست حریف هوشمند و حسابگر ما را برای مطالبه امتیازات موسّع و بی حد و حصر باز گذاشته و دست تیم مذاکره کننده ساده اندیش ما را برای دفاع از منافع و حقوق مسلم ملی بسته است.
دلیل واضح این امر آن است که جنابعالی و آقایان ظریف و عراقچی، از مفاد توافقنامه مزبور چیزی را می فهمید و اظهار می کنید که اوباما، کری، شرمن، وزیر امور خارجه فرانسه و نخست وزیر انگلیس، مفهومی کاملاً مغایر با آن را اراده می کنند. این که مقامات ما می فرمایند که این قرائت ها مصرف داخلی دارد، حرف بی ربطی نیست؛ اما به عنوان یک کارشناس حقوقی، به عرض می رسانم که در عین حال، موشکافی متن توافقنامه از منظر حقوقی نشان می دهد که قرائت های مزبور نیز چندان بی ربط نیست. به هر حال شگفت آور این است که تیم مذاکره کننده ما متنی را امضا کرده اند که قابل تفاسیر موسّع و مضیق مختلفی است!
کمترین تردیدی ندارم که اگر متن توافقنامه ژنو، جهت ارزیابی کارشناسی، در اختیار چندین گروه حقوقدان خبره، بی طرف و مستقل قرار گیرد، یقیناً همه آنان، بر زیرکی و توانمندی عناصر حقوقی تیم رقیب و ناتوانی فنی کارشناسان حقوقی تیم خودی صحه خواهند گذارد.
جناب آقای رئیس جمهور!
قطعاً توجه دارید که ماهیت مذاکرات پیرامون برنامه هسته ای ایران، خود به خود چیزی جز بازی در زمین منافع ملی ما نیست. آنها و ما، در خصوص برنامه هسته ای هفت کشور حاضر در مذاکرات، مذاکره نمی کنیم که مثلاً در ازای امتیازات هسته ای که آنها از دست می دهند، ما نیز از امتیازاتی در برنامه هسته ای خود کوتاه بیاییم؛ بلکه چانه زنی آنها با ما و چانه زنی ما به آنها، صرفاً بر سر برنامه هسته ای ایران است و این خود، راه را برای نفوذ رقیب به منطقه هجده قدم و حتی دروازه ما تسهیل می کند.
ما به دلایل گوناگون که جای بحث آن در این مختصر نیست، به هر حال پذیرفته ایم که صرفاً در زمین خود، با رقیبی بازی کنیم که گرچه به هیچ یک از موازین بین المللی در خصوص منع تولید و نگهداری و اشاعه سلاح های کشتار جمعی و از جمله اتمی پایبند نیست؛ اما به شدت مدعی محدود و حتی محروم کردن و منع ما از برخورداری از دانش، تکنولوژی و صنعت صلح آمیز هسته ای است که بنابر صراحت معاهده بین المللی N.P.T ، حق مسلم همه کشورها شناخته شده است.
دروازه ما که خط قرمز اصلی ماست و در هیچ شرایطی نباید اجازه دسترسی چنین رقیبی را به آن بدهیم، برخورداری از همه حقوقی است که معاهده N.P.T؛ به عنوان یک سند ناشی از اجماع بین المللی، برای ما به رسمیت شناخته است.
رقیب تاکنون ظاهراً وانمود کرده است که نگران تخطی ما از چهارچوب هایی است که در معاهده مزبور، برای کشورها در نظر گرفته شده است و ما نیز تاکنون واقعاً بر پیروی بی کم و کاست از چهارچوب های مزبور، در برنامه هسته ای خود پای فشرده ایم.
آن چه مهم است این است که رقیب، کمترین دستاویزی برای متهم کردن ما به انحراف از موازین معاهده N.P.T در اختیار ندارد؛ بلکه به دروغ، فقط بر وهم بی اعتمادیش به ما تأکید می کند؛ درحالی که ما اسناد رسمی اصدار یافته و منتشر شده آژانس بین المللی انرژی اتمی را در اختیار داریم که مکرراً بر عدم انحراف برنامه هسته ای ما از اهداف صلح آمیز صحه گذاشته است.
در این صورت بدیهی است که قواعد این نبرد نابرابر دیپلماتیک، فقط و فقط باید مبتنی بر جامعیت مفاد معاهده N.P.T باشد. نتیجه این نبرد برای رقیب، در هر حال برد است؛ زیرا او چیزی را از دست نمی دهد؛ بلکه یا به برد مشروع و یا برد نامشروع دست می یابد؛ اما این ملت ایران است که یا برنده می شود و یا بازنده.
برد ملت ایران در این نبرد، صرفاً در صورتی خواهد بود که بی کم و کاست، به همه حقوق هسته ای که در معاهده N.P.T به رسمیت شناخته شده است، دست یابد و باخت او وقتی است که حتی یک گام، از حقوق مصرح خود در معاهده مزبور، محروم گردد.
این در شرایطی است که در این میدان، هیچ گونه باختی برای رقیب قابل تصور نیست، چه رسد به این که امکان وقوع داشته باشد؛ زیرا ما پذیرفته ایم بدون آن که راهی به زمین او داشته باشیم، او در زمین ما بازیگری کند. برد اول او که از آن به برد مشروع رقیب تعبیر می کنم، در صورتی است که ایران دقیقاً مطابق مفاد N.P.T از همه حقوق صلح آمیز هسته ای برخوردار شود. این نتیجه که رقیب نیز به گذشته و حال و آینده آن یقین دارد، همواره تاکنون محقق بوده و با وجود فتوای صریح مقام معظم رهبری که دستیابی به سلاح هسته ای را حرام اعلام فرمودند، برای همیشه محقق خواهد بود؛ اما همه ما می دانیم که رقیب در این میدان، فقط به برد نامشروع خود که همانا تجاوز به حقوق مشروع هسته ای ایرانیان است، می اندیشد و آن در صورتی است که بتواند ملت ایران را حتی یک گام از حقوق مصرح در N.P.T محروم سازد.
زیرا:
۱ـ بر اساس پاراگراف چهارم از صفحه آخر متن توافقنامه امضا شده که گام نهایی را تبیین می کند، پذیرفته اید که حق غنی سازی ما، به موافقت طرف مقابل؛ یعنی کشورهای پنج به علاوه یک مشروط باشد؛ حال آن که غنی سازی اورانیوم برای اهداف صلح آمیز، مطابق صراحت متن N.P.T.، حق مسلم همه کشورها است و ما با امضای این توافق نامه، حقی را که یک قانون و سند بین المللی به ما ارزانی کرده بود، به موافقت شش کشور، منوط و مشروط کردیم.
اگر مردم ما سال هاست که می گویند: «انرژی هسته ای حق مسلم ماست»؛ معنایش این است که این حق، یک حق غیر مشروط در جامعه جهانی است و ما نیز باید به طور غیر مشروط از آن برخوردار باشیم، اما تیم اعزامی هسته ای، به نمایندگی از ایران اسلامی، امضا فرمودند که: «انرژی هسته ای، اگر شش کشور حاضر در مذاکرات بخواهند، حق مسلم ماست».
۲ـ در متن توافقنامه آمده است که «غنی سازی باید منطبق با نیازهای عملی باشد». از آن رو که توافقنامه ژنو، دو طرف اصلی دارد که یک طرف آن ایران است و طرف دوم، شش کشور بزرگ هستند؛ مطابق جمله مزبور، از این پس ایران باید موارد نیازهای عملی خود به غنی سازی را مشخص کند و اگر طرف مقابل، آن را پذیرفته و تأیید کردند، آن وقت ایران حق غنی سازی خواهد داشت ولی اگر مثلاً آمریکا و فرانسه و انگلیس و غیره، همان طور که تا امروز گفته اند، باز هم تکرار کردند که ایران، یکی از قطب های انرژی فسیلی در جهان است و یک نیروگاه هسته ای هم دارد که سوخت آن را روسیه می دهد، پس دیگر نیازی به غنی سازی ندارد، ما مکلف خواهیم شد که از آن صرف نظر کنیم.
به بیان دیگر، این ما نیستیم که می توانیم از این پس بر اساس نیازهای عملی کشور، در حوزه های تولید برق و کشاورزی و رادیو داروها و غیره، مطابق حقی که مقررات بین المللی برای ما به رسمیت شناخته است، غنی سازی کنیم؛ بلکه ما باید نیازهای عملی خود را به کشورهای پنج به علاوه یک اعلام کنیم و این آن ها هستند که تشخیص می دهند که ما عملاً چنین نیازی داریم یا نه.
۳ـ ما در این توافقنامه، یک امتیاز گرفته ایم و آن این است که بخشی از پول های خودمان را که آنان به ناحق بلوکه کرده اند، پس می گیریم؛ بخشی که در مقایسه با کل دارایی بلوکه شده، بسیار ناچیز و اندک ارزیابی می شود؛ آن قدر ناچیز که آنها در محافل سیاسی خود، اکنون آن را مضحکه قرار داده و به آن می خندند.
آیا جنابعالی؛ به عنوان یک سیاستمدار، به باراک اوباما و جان کری که بارها این مطلب را به عنوان یک پیروزی مهم برای خود ارزیابی کرده و نتیجه گرفته اند که ایران، آن قدر در اثر تحریم ها درمانده شده که علاوه بر نشستن بر سر میز مذاکره، حق قانونی غنی سازی خود و تأیید نیازهای عملیش به غنی سازی را در ازای آزاد شدن کمتر از ده میلیارد دلار از ثروت خود، به طرف غربی واگذار کرد، حق نمی دهید؟
بسیار تعجب برانگیز و تأسف بار است که تنها دلیل حضرتعالی برای دفاع از توافقنامه ژنو، سر و صدایی است که صهیونیست ها بلند کرده و ظاهراً آمریکا و سایر قدرت های حاضر در مذاکرات را به خاطر موافقت با پرداخت این ثمن بخس به ایران، سرزنش می کنند. آیا اگر صهیونیست ها ابراز خشنودی می کردند، دلیل بر شکست ایران در مذاکرات بود؟ آیا واقعاً به عنوان یک سیاستمدار، نمی توانید پشت پرده ابراز عصبانیت ظاهری صهیونیست ها و ابراز خشنودی قدرت های غربی را بخوانید؟
اما شما قطعاً خوب می دانید که چقدر صهیونیست ها از بابت این توافقنامه شادمان هستند.
در این صورت چرا ابراز شادمانی مقامات آمریکایی و انگلیسی و فرانسوی که معتقدند با توافقنامه ژنو، برنامه هسته ای ایران، نه تنها زمین گیر و متوقف شده، بلکه گام هایی به عقب رانده شده است و اکنون گستاخانه از برچیدن کامل آن در گام های بعدی سخن می گویند را دلیل بر ناکامی تیم اعزامی نمی دانید؟ درحالی که شما خوب می دانید که قدرت های مزبور، بدون اجازه اسرائیل، آب نمی خورند.
استدلال حضرتعالی به ناخشنودی اسرائیل از توافقنامه ژنو، اینجانب را به یاد ابراز احساسات محمود عباس، پس از هر دفعه مذاکره با وزیر امور خارجه آمریکا، بر سر آغاز مجدد گفتگوهای سازش می اندازد. همواره دیده ایم که ابتدا محمود عباس، در مورد آغاز این گونه مذاکرات، ناز می کند. سرانجام وزیر امور خارجه آمریکا با او وارد مذاکره می شود و تصویب می کنند که مثلاً رژیم صهیونیستی، امتیاز بسیار ناچیزی؛ مثل آزاد کردن سه چهار نفر فلسطینی دربند را بدهد تا در ازای آن محمود عباس، دور جدید مذاکرات سازش را بپذیرد. همواره این گونه بوده است که اسرائیل، به شدت از چنین توافق هایی ابراز عصبانیت و خشم می کند و داد و بیداد براه می اندازد و آقای محمود عباس، جشن می گیرد که عصبانیت نخست وزیر رژیم صهیونیستی، دلیل بر پیروزی ما در مذاکره با وزیر امور خارجه آمریکاست و از این رهگذر می کوشد که مردم فلسطین را برای ورود به دور جدید مذاکرات سازش، متقاعد کند.
جناب آقای رئیس جمهور!
آیا واقعاً آزاد شدن هشت و نیم میلیارد دلار از ثروت بلوکه شده خودمان، آن قدر ارزش داشت که در ازای آن، رسماً از دو مورد حقوق مسلمی که مقررات بین المللی برای همه کشورها؛ از جمله ایران به رسمیت شناخته است، صرف نظر کنیم؟! گرچه برخلاف مفاد توافقنامه، طرف غربی به این تعهد خود نیز تاکنون عمل نکرده است!

انتهای مطلب
  1. shookoofe پاسخ دادن

    آقای رئیس جمهور! من نیز منتقد توافقنامه ژنو در آذر ۱۳۹۲ هستم.

دیدگاه خود را بیان کنید


× هشت = 48