استفاده دولت روحانی از سیاست قدیمی دولت خاتمی

۸۶۰۴
۱۲ خرداد ۱۳۹۳
۱

بررسی کارنامه دولت یازدهم نشان می دهد که انتقاد از دولت گذشته و مانورهای متوالی در حوزه مجازی و یا به عبارت بهتر در حوزه عملیات روانی همه آن چیزی است که به عنوان هدف واقعی در دستور کار قرار گرفته است. اگرچه شعار اصلی حسن روحانی اصلاح وضعیت اقتصادی آنهم در ۱۰۰ روز نخست بود، اما بی تحرکی کامل در حوزه اقتصادی و متوقف کردن همه چیز به بهانه مبارزه با تورم باعث شده است تا به تدریج ایجاد سونامی بیکاری نیز به دستاوردهای این دولت اضافه شود. تعطیلی تمام طرح های عمرانی و حتی بی توجهی به تکمیل ۲۸۰۰طرح نیمه کاره مانده از دولت قبل و همچنین تعطیلی عملی مسکن مهر باز هم به بهانه تکراری مبازره با تورم باعث شده است تا صدها هزار نفر در معرض بیکار شدن قرار بگیرند. مساله ای که بر زندگی میلیون ها نفر خانواده های آنها اثرگذار خواهد بود.

دولت روحانی و تیم کارگزارانی اقتصادی اش اگرچه سیاست توقف کامل را در اقتصاد اتخاذ کرده اند، اما تیم مشارکتی عملیات روانی آن سیاست حرکت به جلو و بمباران روانی جامعه را در پیش گرفته است. ظاهرا طرح پیاپی موضوعات حاشیه ای برای جا به جا کردن اولویت های مردم؛ به سیاست اصلی تیم عملیات روانی دولت تبدیل شده است. در این راهبرد طرفداران دولت که خارج از مجموعه مدیریتی آن باشند نیز نقش دارند. مسائلی مانند:

۱- حاشیه سازی وسیع در باره فیلم “من روحانی هستم”

۲- هیاهوی گسترده بر سر همایش “دلواپسیم”

۳- بحث ها در باره تجمع بدون مجوز پیرامون “حجاب”

۴- بزرگنمایی و تحریف واقعیت در باره “بند ۳۵۰”

۵- اظهارات عجیب در باره اجبار در بردن مردم به بهشت

۶- عدم وظیفه دولت نسبت به دین مردم

۷- نزدیک شدن به حکومت بنی اسرائیل

۸- به رسمیت شناختن اسرائیل

و مسائلی از این دست باعث شده است تا دولت یازدهم تلاش کند اولویت های اقتصادی کشور و همچنین بن بست ایجاد شده در سیاست خارجی را در پس انبوهی از مسائلی فرعی پنهان کند. درحالیکه مردم “نه” تقریبا ۱۰۰ درصدی –اگر افراد مقیم خارج را که نمی توانستند برای دریافت یارانه ثبت نام کنند با آمار انصرافی های تطبیق دهیم- به درخواست های پرتکرار و سرسام آور دولت و صدا و سیما گفتند، اما دولت همچنان به دنبال طرح پیاپی مسائل حاشیه ای است.

استفاده از این تاکتیک را طیف مشارکت در سال ۱۳۷۸ به اوج رساند و جناح راست را زیر حملات روانی پی در پی خود به گوشه رینگ هدایت کرد، اما بی عملی دولت خاتمی در اقتصاد و بی توجهی به معیشت مردم باعث شد تا این ابزار به سرعت کارایی خود را از دست بدهد. بازگشت دوباره همان طیف به قدرت و استفاده از همان تاکتیک های قدیمی آیا کارایی خواهد داشت؟

به جرات می توان گفت که جامعه حداقل توجه را به این مسائل حاشیه ای می کند و پرداختن به فرعیات و حاشیه سازی را به جای تمرکز بر مسائل اصلی نپذیرفته است. اگرچه تیم دولت نسبت به سال ۷۸ باتجربه تر شده، اما مردم نیز حافظه تاریخی قویتری پیدا کرده اند و به راحتی غرق در بحث های حاشیه ای نمی شوند. دولت می تواند با افکارسنجی های علمی و نه شعاری میزان اثربخش بودن سیاست های جنگ روانی خود را مشخص کند.

انتهای مطلب
  1. عبدالله خدابنده پاسخ دادن

    لزوم وجود داشتن و در صحنه بودن دال بر پیروزی نیست کمااینکه بسیاری در زمان حال بخاطر آرایی که بنفع وی به صندوق ریختند بمصابه کوفیان پس از ترک حسین (ع) فهمیدند چه اشتباه عظیمی مرتکب شدند اما این عزیزان بایست بدانند که اسلام دین به روز شده ای است که همواره راه را برای قاصران باز می گذارد مشروط به ترک اصل ایراد و پیوستن به حق واقع و لذا عزیزان مستحضر باشند که حد وسط در دنیای امروز نداریم یا بی حسین یا با حسین (ع) والسلام .

دیدگاه خود را بیان کنید


+ هشت = 14