اصلاح طلبی یعنی سیاست زدگی!

۱۱۵۶۳
۲۹ دی ۱۳۹۴
۰

در حال حاضر که با ثبت نام فله ای جمعی از اصلاح طلبان در انتخابات و تلاش حداکثری آنها برای ورود به مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان روبرو هستیم فرصت مناسبی است که نگاهی بیندازیم به کارنامه مدیریت اصلاح طلبان تا ببینیم کسانی که امروز با حرص و ولع و هیجان به دنبال ورود به مجلس هستند در گذشته چه گلی به سر مردم زده اند.

یک نگاه اجمالی به کارنامه مجلس ششم  که اکثریت نمایندگان آن از اصلاح طلبان بودند نشان می دهد که فضای این مجلس به قدری سیاست زده بود که نمایندگان، اهمیتی برای مشکلات مردم قائل نبودند و فقط به منازعات سیاسی خود سرگرم بودند. چیزی که خود اصلاح طلبان نیز به این امر اعتراف کرده اند. به عنوان نمونه:

مقدمی زاده عضو فراکسیون جبهه دوم خرداد گفته بود: «مشکلات و خواسته های مردم چیز دیگری است ، با این حال ما در حال دعوا هستیم که اختیارات رئیس جمهور را بیشتر کنیم و یا قانون انتخابات را عوض کنیم.»

جواد اطاعت که در حال حاضر نیز برای انتخابات مجلس دهم ثبت نام کرده است و در زمان اصلاحات عضو فراکسیون مشارکت بود در مورد عملکرد مجلس ششم می گوید: « با توجه به مشغله های متعدد نمایندگان مجلس شورای اسلامی، ۹۰ درصد نمایندگان مجلس نمی دانند چه چیزی را تصویب کرده اند و اگر امروز ساعت ۱۲ بروید جلوی مجلس و یقه هر نماینده ای را بگیرید خودش نمی داند چه کار کرده و به چه چیزی رای داده است!»

رسول منتجب نیا که سخنگوی مجمع روحانیون مبارز بود به عنوان یک اصلاح طلب ، یکسال مانده به پایان مجلس ششم در مورد عملکرد این مجلس می گوید: « اکثریت نمایندگان بیشتر به دنبال مسائل سیاسی بوده اند. به همین دلیل ، موفق به برنامه ریزی صحیح و اولویت دار نشده اند. مجلس ششم که نام اصلاحات را بر روی خود گذاشته تا این لحظه متاسفانه موفق به انجام بسیاری از وظایف و رسالت های خود نشده است.»

اکبر اعلمی نماینده اصلاح طلب مجلس ششم در مورد زد و بندهای برخی نمایندگان با وزارت نفت می گوید: « بهزاد نبوی (نائب رئیس مجلس ششم) و برخی اعضای کمیسیون انرژی به جای اینکه وکیل مردم باشند وکیل وزارت نفت( وزارت آقای زنگنه) در مجلس هستند. آنها نمی خواهند به تخلفات وزارت نفت رسیدگی شود. با حمایت بهزاد نبوی، همسر یکی از اعضای کمیسیون استخدام شده و ماهانه ۸ میلیون ریال حقوق می گیرد در حالی که شایستگی استخدام ندارد. در هفته دو روز با ماشین او را به سر کار می آورند و می برند. متاسفانه برخی از اعضای کمیسیون انرژی در شرکت های وابسته به حوزه نظارتی خود سهامدار شده اند!»

اکبر اعلمی معتقد بود برخی نمایندگان ، مجلس ششم را به جاسوسخانه تبدیل کرده اند. او که منتقد عملکرد وزارت نفت بود با هدف تحویل برخی اسناد و مدارک از کمیسیون انرژی مجلس برای بهره برداری در سؤال خود از وزیر نفت، وقتی به کمیسیون مراجعه کرده بود ، عظیمی و بهزاد نبوی از ارائه این اسناد به وی خودداری کردند.اعلمی در آن زمان به عظیمی اعتراض کرد.
در جلسه مجلس، عظیمی، نماینده شیراز و عضو فراکسیون مشارکت در اقدامی ناگهانی با مشت به پس گردن اعلمی زد و اعلمی آشفته و عصبانی به طرف او حمله‌ور شد. در این حال، عظیمی قصد خارج شدن از صحن مجلس را داشت، ولی در آستانه در ورودی، اکبر اعلمی به وی رسیده و با مشت به صورت او کوبید و عظیمی نقش بر زمین شد.
در این هنگام، تعدادی دیگر از نمایندگان وارد دعوا شده و عظیمی فرصت یافت از محل نزاع به رستوران مجلس بگریزد، ولی اعلمی با پس زدن همه نمایندگان خود را به رستوران رساند و کتک کاری آنها در آنجا ادامه یافت.
اعلمی با صدای بلند فریاد می زد: جیره خوارهای وزارت نفت، آنقدر خورده اید که …. شده اید.
وی با خطاب قرار دادن بهزاد نبوی، گفت:‌ این جیره خوار، مجلس را جاسوس‌خانه کرده و به دنبال منافع خودش است.
در این هنگام، ایرج ندیمی به اعلمی گفت: این دیوانه بازی ها چیست که در آورده ای، آبروی مجلس را برده ای، بس کن!
در این زمان، محمدرضا خاتمی هم وارد معرکه شد که اعلمی خطاب به وی گفت: کدام گوری بودید که یک شبه پیدا شدید!
سرانجام ۶۰ تا ۷۰ نماینده در این درگیری مداخله کرده و طرفین را از هم جدا کردند.

احمد پورنجاتی هم که عضو فراکسیون مشارکت بود می گوید: « من منکر برخی کج سلیقگی ها و حتی افراطی گری ها از سوی برخی عناصر به جناح اصلاح طلب چه در مجلس و چه در خارج مجلس نیستم و معتقدم که این افراد چاقوی کانون های توهم پراکنی را تیز می کنند.»

بعد از مجلس ششم بود که مجید انصاری گفت احساس شرمساری می کنم که چرا جلوی تندروی های مجلس ششم را نگرفتیم. ( البته ایشان در فتنه ۸۸ با این تندرو ها همراهی نیز کرد!)

این اقدامات تنها به مجلس ششم ختم نمی شود بلکه اولین شورای شهر تهران نیز که همه اعضای آن از اصلاح طلبان بودند آنقدر سرگرم دعواهای سیاسی شدند که بالاخره توسط وزارت کشور دولت اصلاحات منحل شد که این اقدام به عنوان بزرگترین خودکشی سیاسی از طرف اصلاح طلبان نام گرفت. اصلاح طلبانی که ادعای توسعه سیاسی و آزادی اندیشه و جامعه مدنی داشتند حتی توان تحمل یکدیگر را نیز نداشتند.

اصلاح طلبان در شورای اول و در مجلس ششم نشان دادند که به جای حل مشکلات مردم ، ترجیح می دهند سرگرم کشمکش ها و منازعات سیاسی باشند.

اصلاح طلبان چون خودشان زیاد سیاست زده هستند مردم را نیز از دریچه نگاه حزبی و سیاسی می نگرند و قضاوت و تقسیم بندی می کنند ، رویه ای که نمونه های بارزش را در روزنامه های زنجیره ای شاهدیم که مثلا گروهی را به عنوان دلواپس می کویند و گروهی را به عنوان دلآرام مورد تمجید قرار می دهند. درحالی که مردم نشان داده اند اصلا اهل این دسته بندی ها نیستند و از نگاه حزبی و جناحی بیزارند.

ما نمی دانیم با این تفکر حزبی و سیاست زده چه کنیم. تفکری که وقتی پیروز می شود و قدرت را به دست می گیرد فقط به دنبال سیاست زدگی و ایجاد تنش و منازعات سیاسی در کشور است و زمانی هم که شکست می خورد تحمل پذیرش شکست را ندارد و می خواهد با فتنه گری و آشوب ، قدرت را به زور در اختیار بگیرد. واقعا با این تفکر تندرو و سیاست زده چه کنیم؟

انتهای مطلبمنبع:

http://aghlekol.mihanblog.com/post/346

دیدگاه خود را بیان کنید


8 × = سی دو