انحصارشکنی انقلاب اسلامی عامل تداوم دشمنی های قدرت های سلطه گر

۱۲۰
۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲
۰

بدون شک انقلاب اسلامی در زمانی بروز و ظهور پیدا کرد که در صحنه بین المللی در عرصه های مختلف چه در سیاست و چه در فرهنگ و چه در اقتصاد و سایر عرصه ها، مناسباتی شکل گرفته بود و شاید بهتر باشد اینگونه بیان کنیم که در مناسبات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و هنری که شکل گرفته بود انحصارهایی رقم خورده بود؛ انحصار در قدرت، انحصار در ثروت، انحصار در مدل سیاسی. و به هر حال کسانی توانسته بودند به مدد ابزارهای مختلفی که به کار گرفته بودند چه ابزارهای نظامی و چه ابزارهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و رسانه ای برای آنچه باید در آن عرصه ها در مناسبات جهانی و بین المللی حاکم باشد مدل هایی ها را ترسیم کرده و به جد دنبال این باشند که آن مدلها محقق شود و مانعی در برابر آن نایستد.
فکر می کنم شاید مهم ترین تقابلی که با انقلاب اسلامی از اولین روزهای شکل گیری آن صورت گرفت و سعی شد با تمام ظرفیت در همه عرصه ها در برابر آن بایستند به خاطر یک احساس خطر بود. برای آنها خطر این بود که اندیشه ای پیدا شده است که این اندیشه حداقل در مراحل اول ادعای آن را دارد که این انحصار باید شکسته شود. یکی از بحث های بسیار اساسی که به نظر می رسد در این عرصه وجود دارد این است که آنها احساس می کنند این حرف جدید صرفا یک حرف نیست، حرفی است که قابلیت اجرا دارد و می تواند تبدیل به عمل شود و نقطه دوم این است که این عمل یک عمل نافذ است و یک عمل کارآمد است و می تواند مؤثر واقع شود. اگر این اندیشه بتواند محقق شود فقط این نیست که یک نظام سیاسی را در ایران به اسم نظام شاه سرنگون کرده است و کسان دیگری آمده اند؛ بلکه این می تواند بسیاری از نظام ها و مناسبات را در عرصه های مختلف تغییر بدهد و این قوت و ظرفیت یک اندیشه دینی است. تمام بحث آنها این است که این اندیشه مردم سالاری دینی و این ظرفیت نتواند شکل بگیرد و نتواند الگو شود و نتواند تبدیل به یک مدل برای مناسبات حکومتی و اجتماعی شود.

(سخنرانی دکتر سعید جلیلی در همایش اقتصاد مقاومتی ۲۸ اردیبهشت ماه ۱۳۹۱)

انتهای مطلب

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را بیان کنید


پنج + 2 =