ریشه‌های فرهنگی عقب‌ماندگی‌های اقتصادی

۸۶۹۸
۰۱ تیر ۱۳۹۳
۰

مکتب سیاسی اسلام احتیاط سخت‌گیرانه را برای کارگزاران در مسائل مادی و اقتصادی قرار داده است. یک مسئول قبل از به دست‌گیری مسئولیت اجتماعی، ابتدا باید در خود روحیه‌ی زهد و ساده‌زیستی را تقویت کند، اما متأسفانه برخی از مسئولین گرفتار فقر فرهنگی بوده و به زعم اینکه کمال در تجمل گرایی و مصرف بی رویه و ریخت وپاش بیت‌المال است، به دنبال تجملات می‌روند

مسئولین کشور از افراد و طبقات تأثیرگذار جامعه‌اند که رفتار و عقایدشان پیامدهای مستقیمی بر سایر افراد جامعه، خصوصاً طبقات پایین‌تر دارد. اشرافی‌گری و رفاه‌طلبی به‌عنوان یک آسیب بزرگ اجتماعی، هرگاه فرد یا بخشی از جامعه را دچار کند، به قشرها و طبقات اجتماعی منتقل شده و سلامت جامعه را در معرض تهدید قرار می‌دهد.
رهبر معظم انقلاب در یکی از بیانات خود خطاب به مسئولین فرمودند: « یک وقت هست که ما در زندگی شخصی خود مثلاً حرکت اشراف‌گونه‌یی داریم بین خودمان و خدا؛ که اگر حرام باشد، حرام است؛ اگر مکروه باشد، مکروه است؛ اگر مباح باشد، مباح است؛ اما یک وقت هست که ما جلوی چشم مردم یک مانور اشرافی‌گری می‌دهیم؛ این دیگر مباح و مکروه ندارد؛ همه‌اش حرام است؛ به‌خاطر اینکه تعلیم‌دهنده‌ی اشرافی‌گری است به: اولاً زیردست‌های خودمان، ثانیاً آحاد مردم به این کار تشویق می‌شوند. ما نباید مردم را به این کار تشویق کنیم. ممکن است در داخل جامعه کسانی پولدار باشند و ریخت و پاش کنند – البته این کار بدی است، ولی به خودشان مربوط است – اما ریخت و پاش ما اولاً از جیبمان نیست، از بیت‌المال است؛ ثانیاً ریخت و پاش ما مشوق ریخت و پاش دیگران است. واقعاً «النّاس علی دین ملوکهم». ملوک در این‌جا به معنی پادشاهان نیست که بگوییم ما پادشاه نداریم؛ نه، ملوک شماها هستید؛ النّاس علی دین ماها»[۱]
در این مقاله، درصددیم تا موضوعی را بیان کنیم که دغدغه‌ی چندین و چندساله‌ی مقام معظم رهبری و عموم مردم بوده و آن تبعات رواج تجمل‌گرایی در بین مسئولین و خانواده‌های ایشان است. جای هیچ شکی نیست که نهادینه کردن اقتصاد مقاومتی در بین مردم با روحیه تجمل‌گرایی مسئولین و خانواده‌های آنان ناسازگار است و در شرایط کنونی، هیچ بهانهای را برای ریخت‌وپاشهای آنان باقی نمی‌گذارد؛ چراکه اشرافی‌گری و تجمل‌گرایی آنان باعث کم‌رنگ شدن این گفتمان در سطح عمومی کشور خواهد بود.
 
تجمل‌گرایی
اساساً گرایش به تجملات، یکی از بیماری های روان‌شناختی و پدیده‌ی‌ ناهنجار اجتماعی محسوب می شود.
هرچند گرایش به تجمل و زیبایی امری طبیعی و فطری است و گرایش به‌سوی کمال و زیبایی در هر انسانی وجود دارد، ولی زمانی که به حد افراط برسد، پیامدهای ناگواری بر اقتصاد فرد، خانواده و جامعه خواهد گذاشت و از مصادیق اسراف، تبذیر و مانند آن خواهد بود. زمانی که از تجمل‌گرایی سخن به میان می‌آید، معنای افراطی آن به ذهن متبادر می شود و با رفاه زدگی هم معنا می گردد.
با نگاهی به منابع اصیل و متون دینی درمی یابیم روحیه‌ی تجمل گرایی و مصرف گرایی افراطی تخطئه شده و افراد جامعه را از این رویه در زندگی بر حذر داشته است؛ تا آنجا که خداوند متعال در قرآن کریم، شخصی را همانند قارون، نمونه‌ی بارز از این افراد قرار داده است. قارون با راه‌اندازی کاروان‌هایی از ثروت خود در شهرها و خیابان‌ها و نمایش آن می‌کوشید تا چشم مردمان دنیادوست را پر کند و بزرگی خود را به نمایش گذارد و بر آنان تفاخر نماید.[۱]
با توجه به اینکه یکی از عوامل مهم در به وجود آمدن فرهنگ عمومی، زندگی و اعمال و رفتار خواص جامعه است و مسئولین هر حکومتی جزء خواص محسوب می‌شود، گرایش آن‌ها به تجملات و اشرافی‌گری در سطح عمومی جامعه سرایت کرده و جامعه را به این مسئله سوق می‌دهد.
 
مصرف‌گرایی و رابطه‌ی آن با آسیب‌های اجتماعی
 
تعلق خاطر به تجملات و ظواهر، انحراف فکری، اعتقادی و غفلت را به دنبال دارد و راه‌های درک حقیقت و فهم واقعیت را مسدود می‏سازد. خداوند متعال در آیه‌ی ۹ سوره‌ی منافقون، بندگان خود را آگاه می‌سازد: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نکند! و کسانی که چنین کنند، زیانکاران‌اند.» در حدیثی از امام علی (ع) آمده است: «لَعْبُ الدُّنیا صَمَتَ الْاَسْماع عَنِ سِماعِ الحِکْمَه وَ عَمِیت القُلوبَ عَن نُور البصیره:[۲] بازی دنیا گوش‏ها را کر می‏کند از اینکه حکمت (و سخن حق) را بشنوند و (چشم) قلوب را از نور بصیرت کور می‏کند.»
یکی دیگر از آسیب‌های تجمل‌گرایی وابستگی و اسارت به دنیاست که سبب می‌گردد عقلانیت از انسان گرفته شود. امام علی (ع) می‌فرمایند: «سَببُ فَسادِ اْلعَقْلِ حُبُ‏ الدّنیا:[۳] دوستی دنیا سبب فساد عقل است.»
از نتایج خطرناک دیگر تجمل‌گرایی، بندگی و ذلت در برابر طاغوت‏ها و صاحبان مکنت است. انسانی که اسیر و مرید دنیا گردیده، به جز دنیا و امور دنیوی چیز دیگری را نمی‌بیند و نخواهد دید. فهم و عقل خود را متمرکز بر دنیا ‏ساخته و قدرت تصمیم‏گیری و انتخاب خردورزانه را از خود سلب نموده است.
جمع بین تجملات دنیوی و بندگی دنیا با آبادانی آخرت امکان ندارد و اگر کسی هم‌وغم، تلاش و فعالیتش را به دنیا مشغول کرد، از آخرت بازمی‏ماند، بلکه دشمن آخرت می‏گردد. عدم توجه به آخرت، راه را برای انجام هر عمل غیراخلاقی و غیرقانونی هموار می‌کند. امام علی (ع) می‌فرمایند: «اِنّ الدُّنیا وَالْاخِرَه عَدُوّ ان مُتَفاوِتان وَ سَبیلانِ مُخْتَلِفانِ فَمَنْ اَحَبَّ الدّنیا وَ تَوَلّاها اَبْغَضَ الاخره وَ عاداها وَ هُما بِمَنْزِلَهِ المَشْرِق وَالْمَغْرِبِ وَ ماشٍ بَینَهُما کُلّما قَرُبَ مِنْ واحِدٍ بَعْدَ مِنَ الاخَر وَ هُما بَعْدُ ضَرَّتان:[۴] همانا دنیا و آخرت دو دشمنی هستند که متفاوت‌اند و راه آن‌ها مختلف است. پس هرکس دنیا را دوست داشته باشد و آن ‏را مولی قرار دهد، همانا آخرت را مبغوض و دشمن قرار داده است. آن دو به منزله‌ی مشرق و مغرب‏اند. هرکس به هرکدام نزدیک شود، از دیگری دور شده و دنیا و آخرت هووی یکدیگرند.»
عوامل تأثیرگذار در ایجاد روحیه‌ی تجمل‌گرایی
محیط اجتماعی یکی از عوامل مهم در شخصیت‌سازی افراد است. از خانواده به‌عنوان کوچک‌ترین نهاد اجتماعی گرفته تا مدرسه، محل کسب و کار و نهادهای مختلف اجتماعی… همگی به‌عنوان عوامل شخصیت‌ساز انسان به شمار می‌آیند.
در مورد ایجاد روحیه‌ی مصرف‌گرایی و رفاه‌طلبی نباید از عوامل اجتماعی غافل شد. در این هنگام، شخص خود را با افراد دیگر جامعه، بدون در نظر گرفتن شأن، شخصیت و درآمدهای اقتصادی، مقایسه می کند و مصرف کردن را نوعی ارزش قلمداد می نماید و سعی می کند آن را در زندگی خود نمایان کند.
از عوامل دیگر که بین عامه‌ی مردم در ایجاد روحیه‌ی تجمل‌گرایی و اشرافی‌گری تأثیر مستقیم می گذارد، افرادی هستند که ما آنان را خواص جامعه می دانیم. این افراد می توانند در گروه های مختلف اجتماعی به‌عنوان چهره های برتر و مشهور جامعه شناخته شوند. از هنرمندان و ورزشکاران گرفته تا رجال سیاسی، همگی این افراد به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم، در ایجاد روحیه‌ی تجمل گرایی و اشرافی‌گری نقش دارند.
بی شک مسئولان و حاکمان جامعه جزء افراد خاص هر جامعه ای هستند. در حکومت هایی که افراد با رأی اکثریت مردم به صورت مستقیم و غیرمستقیم، برای مسئولیت انتخاب می شوند، آنان جزء خواص جامعه محسوب شده و رفتار آن‌ها تأثیر بسیاری بر اعمال و افکار عموم مردم دارد. مسئولان نظام و مدیران ارشد هرچه از مرتبه‌ی خاص‌تری در حکومت برخوردار باشند، تأثیرگذاری آن‌ها بیشتر است. این مطلب را می-توان از حدیث شریف پیامبر (ص) استنباط کرد که «الناس علی دین ملوکِهم»[۵] یعنی مردم بر دین ملوک خویش‌اند و حدیث شریف امام علی (ع) که می فرمایند: «الناس باُمرائِهم اشبه منهم بآبائِهم»[۶] و مردم به امیرانشان شبیه‌تر هستند تا به پدرانشان.
«عاصم بن زیاد» را به خاطر ترک دنیا و رهبانیت به نزد امیرالمؤمنین علی (ع) آوردند و ایشان مورد نکوهش امام قرار گرفت. او برای توجیه اعمال خود گفت: «یا امیرالمؤمنین خودت نیز مانند من هستی! لباس خشن می‏پوشی و طعام خشک و بی‌خورش می‏خوری!» امام (ع) فرمودند: «وَ یحک لسُتَ کأنت، ان الله فرضَ علی ائمه العدل ان یقدروا انفسهم بَضَعَفهِ النّاس کیلا یتّبیغَ بالفقیر فقره»[۷] وای بر تو، من مانند تو نیستم، خداوند بر پیشوایان عادل واجب کرده که خود را با ضعیفان در زندگی برابر کنند تا فقرا را فقرشان به طغیان وادار نکند.
تربیت اخلاقی و مسئولیت اجتماعی
از منظر قرآن کریم، ریشه‌ی تجمل‌گرایی در اموری چون حسادت، احساس حقارت، تکبر و تفاخر و مانند آن نهفته است. در حقیقت، ریشه‌ی این ناهنجاری رفتاری را می‌بایست در بیماری‌های روانی افراد جست‌وجو کرد، زیرا مشکلات روانی چون احساس حقارت، خودبزرگ‌بینی، خودپسندی، تکبر و فخرفروشی و تفاخر مردم را به سمت‌وسوی تجمل‌گرایی می‌کشاند و زمینه‌ساز اسراف و تبذیر و ریخت‌وپاش می‌شود.
بی‌شک این امور موجبات انحراف انسان از مسیر والای الهی و سقوط او را فراهم می آورد. بر همین اساس، بنا نهادن ارزش‌های الهی بر مادیات بسیار خطرناک است؛ چراکه با نابود شدن و از بین رفتن مادیات، ارزش‌های الهی و انسانی نیز نابود شده و شخص برای به دست آوردن مواهب دنیوی، متوسل به هر راه غیراخلاقی و شرعی می شود. از آنجایی که انسان موجودی حریص در برابر مادیات است، کنترل خود را از دست داده و تمام همت خود را برای جمع‌آوری زرق‌وبرق دنیا صرف می نماید و ساده‌زیستی و قناعت را به فراموشی می‌سپارد و با تجمل‌گرایی، اسراف و گناه، درهای گمراهی را بر روی خود می‌گشاید.
زمینه‌ی انحرافات برای افرادی که بدون تربیت اخلاقی زمام حکومت و مسئولیت را به دست می گیرند، بسیار بیشتر از مردم عادی خواهد بود؛ چراکه دستیابی به منابع مادی برای آن‌ها سهل تر است و همین امر تضییع حقوق مردم را به دنبال دارد. مقام معظم رهبری در این باره می‌فرمایند:
«برادران، نمى‌شود ما در زندگى مادى مثل حیوان بچریم و بغلتیم و بخواهیم مردم به ما به شکل یک اسوه نگاه کنند. مردمى که خیلى‌شان از اولیات زندگى محروم‌اند، من و شما، همان طلبه یا معلم پیش از انقلابیم. اما حالا مثل عروسى اشرافى، عروسى بگیریم؟ مثل خانه‌ی اشراف، خانه درست کنیم؟ نه، ما هم مترفین مى‌شویم. والله در جامعه‌ی اسلامی هم ممکن است مترف به وجود بیاید. از آیه‌ی شریفه‌ی واذا اردنا ان نهلک قریه امرنا متفریها ففسقوا فیها (اسراء: ۱۶) بترسیم. ترف، فسق هم دنبال خودش مى‌آورد. از این رو، نظام اسلامی مبارزه با این آفت را یکى از وظایف اصلى خود مى‌داند و اجازه‌ی هیچ‌گونه انحراف و فسادى را به مسئولان نمى‌دهد و برمبناى ارزش‌هاى اسلامی با رخنه‌ی هرگونه فساد در مجموعه‌ی مدیریتى کشور، برخورد مى‌کند.»[۸]
مکتب سیاسی اسلام احتیاط سخت‌گیرانه را برای کارگزاران در مسائل مادی و اقتصادی قرار داده است. یک مسئول قبل از به دست‌گیری مسئولیت اجتماعی، ابتدا باید در زمینه‌ی اخلاقی در خود روحیه‌ی زهد و ساده‌زیستی را تقویت کرده باشد؛ چراکه به دلیل تنظیم و اجرای قوانین و دستیابی سهل تر به منابع مالی و اقتصادی نسبت به سایر مردم، بیشتر در معرض سوءاستفاده از بیت‌المال قرار دارد.
دستور اسلام این است که اگر فرد یا افرادی در رأس قدرت و تصمیم‌گیری برای افراد جامعه قرار ‌گیرند، باید سطح زندگی شخصی و اطرافیان خود را در برخورداری‌ از مواهب دنیوی به سطح اقشار متوسط و محروم مردم تنزل دهند و از لحاظ مادی با اقشار متوسط جامعه و پایین‌تر همسان باشند تا نوعی همدردی و درک سختی مادی برای آنان ایجاد شود. این درک، تلاش آنان را برای خدمت‌رسانی به محرومان بیشتر می کند. در مقابل اقشار محروم جامعه نیز با دیدن مسئولان و مدیران حکومتی خود، قوت قلبی برای زندگی داشته و مسئولان را در اهداف خود یاری می رسانند و در برابر آنان طغیان نمی کنند.
از منظر قرآن کریم، ریشه‌ی تجمل‌گرایی در اموری چون حسادت، احساس حقارت، تکبر و تفاخر و مانند آن نهفته است. در حقیقت، ریشه‌ی این ناهنجاری رفتاری را می‌بایست در بیماری‌های روانی افراد جست‌وجو کرد، زیرا مشکلات روانی چون احساس حقارت، خودبزرگ‌بینی، خودپسندی، تکبر و فخرفروشی و تفاخر، مردم را به سمت‌وسوی تجمل‌گرایی می‌کشاند و زمینه‌ساز اسراف و تبذیر و ریخت‌وپاش می‌شود.
 
مقام معظم رهبری در دیداری با مسئولین این‌گونه بیان می‌کنند: «…یک وقت هست که ما در زندگی شخصی خود مثلاً حرکت اشراف‌گونه‌ای داریم بین خودمان و خدا که اگر حرام باشد، حرام است؛ اگر مکروه باشد، مکروه است؛ اگر مباح باشد، مباح است. اما یک وقت هست که ما جلوی چشم مردم یک مانور اشرافی‌گری می‌دهیم، این دیگر مباح و مکروه ندارد. همه‌اش حرام است. به‌خاطر اینکه تعلیم‌دهنده‌ی اشرافی‌گری است به اولاً زیردست‌های خودمان، ثانیاً آحاد مردم به این کار تشویق می‌شوند. ما نباید مردم را به این کار تشویق کنیم. ممکن است در داخل جامعه کسانی پولدار باشند و ریخت‌وپاش کنند (البته این کار بدی است، ولی به خودشان مربوط است)، اما ریخت‌وپاش ما اولاً از جیبمان نیست، از بیت‌المال است؛ ثانیاً ریخت‌وپاش ما مشوق ریخت‌وپاش دیگران است. واقعاً النّاس علی دین ملوکهم. ملوک در اینجا به معنی پادشاهان نیست که بگوییم ما پادشاه نداریم؛ نه، ملوک شماها هستید: النّاس علی دین ماها.»[۹]
 
توجه به گسترش فرهنگ دینی
متأسفانه برخی از مسئولین گرفتار فقر فرهنگی بوده و به زعم اینکه کمال در تجمل گرایی و مصرف بی رویه و ریخت وپاش بیت‌المال است، به دنبال تجملات می‌روند. الگوی فرهنگی این مسئولین کسانی هستند که اهل اتراف و اسراف هستند و با پیروی از این افراد، تجمل‌گرایی را دامن می‌زنند.
فرهنگ غنی اسلامی با تجمل و گرایش انسان به زیبایی مخالف نبوده و با آن مقابله نمی کند، بلکه با تجمل و زیبایی افراطی مخالف است که موجب دور شدن انسان از منزلت انسانی شود. مسئولین جامعه در گسترش فرهنگ ناب اسلامی، نقش اساسی داشته و می توانند این فرهنگ را در جامعه تقویت نمایند. مسئولین جامعه باید از برخی کارهای مشروع که به‌ظاهر کارهایی در سطح تجمل‌گرایی، دنیادوستی، لذت‌گرایی، حب جاه و مقام و مانند آن خوانده می‌شود، پرهیز کنند، زیرا رفتار، کردار، طرز تفکر و زندگی آن‌ها به‌خاطر موقعیت خاصی که در جامعه دارند، در نظر عموم به‌منزله‌ی معیار فرهنگی به شمار می‌آید.
به همین سبب، مردم از نوع خوراک، پوشاک، مسکن، اتومبیل و دیگر ظواهر زندگی آن ها الگو می‌گیرند. در صورت بهره‌مندی آن ها از زندگی اشرافی، مردم نیز ناخودآگاه به فرهنگ تجمل گرایی بیش از حد تشویق خواهند شد که این خود، یکی از راه‌های شکل‌گیری فرهنگ و اندیشه‌های بی‌ارزش مادی گری در جامعه است و نتیجه‌ی آن سبب بسیاری از انحراف‌ها و ناهنجاری‌های فردی و اجتماعی خواهد بود.
رهبر معظم انقلاب یکی از آفت های بزرگ انقلاب را اشرافی‌گرى و تجمل‌پرستى دانسته و می‌فرمایند: «آفت بزرگ ماست؛ فلان مسئول اگر اهل تجمل و اشرافی‌گرى باشد، مردم را به سمت اشرافی‌گرى و به سمت اسراف سوق خواهد داد… یکى از اساسى‌ترین کارها براى اینکه ما جلوى اسراف را بگیریم، این است که مسئولین کشور، خودشان، کسانشان، نزدیکانشان و وابستگانشان، اهل اسراف و اهل اشرافی‌گرى نباشند… اولین کار این است که ما مسئولین کشور را افرادى انتخاب کنیم که مردمى باشند، ساده‌زیست باشند، درد مردم را بدانند و خودشان از درد مردم احساس درد کنند.»[۱۰]
تبعات تجمل‌گرایی مسئولین
۱٫       دور شدن از مردم
 
اگر مردم در سطح متوسط و پایین اقتصادی قرار داشته باشند، ولی حکام آنان در مسائل مادی و برگزاری مجالس و همایش های پرزرق‌وبرق غرق شده باشند، اعتماد خود را در بین مردم از دست می دهند. لذا در مسائل اقتصادی، نمی توان توقع داشت که مردم با مسئولین خود همکاری کنند. مقام معظم رهبری در سخنانی تأمل‌برانگیز این‌گونه بیان می‌دارند:
«شما چگونه مى‌خواهید محبت و اطمینان مردم را جلب کنید؟ اگر ما دنبال مسائل خودمان رفتیم، به فکر زندگى شخصى خودمان افتادیم، دنبال تجملات و تشریفاتمان رفتیم، در خرج کردن بیت‌المال هیچ حدى براى خودمان قائل نشدیم (مگر حدى که دردسر قضایى درست بکند!) و هرچه توانستیم خرج کردیم، مگر اعتماد مردم باقى مى‌ماند؟ مگر مردم کورند؟… آقایان! مگر مردم نمى‌بینند که ما چگونه زندگى مى‌کنیم؟ آن وقتى که جوان حزب‌اللهى ما به جهاد یا به سپاه یا به فلان وزارتخانه مى‌رفت و به او مى‌گفتند که چقدر حقوق مى‌خواهى، مى‌گفت این حرف‌ها چیست، مگر من براى حقوق آمده‌ام؟ اصرار مى‌کردند که بالاخره زندگى خودت و زن و بچه‌ات باید بگردد، یک چیزى بگیر. به نظر شما، این‌ها افسانه است؟ به نظرم اگر شما بروید در دنیا این را نقل کنید، چنانچه کسى وضع چند سال قبل ما را ندیده باشد، خواهد گفت که افسانه است، ولى این واقعیت است.
 این رویداد، در همین ایران و در همین تهران و در همین وزارتخانه‌هاى ما اتفاق افتاد… برادران! من و شما داریم از آن ذخیره مى‌خوریم. فراموش نکنید. آن را مردم دیدند. نمى‌شود ما در زندگى مادى مثل حیوان بچریم و بغلتیم و بخواهیم مردم به ما به شکل یک اسوه نگاه کنند؛ مردمى که خیلی‌شان از اولیات زندگى محروم‌اند.»[۱۱]
۲٫      گسترش فرهنگ مادی
 
با توجه به اینکه یکی از عوامل مهم در به وجود آمدن فرهنگ عمومی زندگی و اعمال و رفتار خواص جامعه است و مسئولین هر حکومتی جزء خواص محسوب می‌شود، گرایش آن‌ها به تجملات و اشرافی‌گری در سطح عمومی جامعه سرایت کرده و جامعه را به این مسئله سوق می‌دهد. مقام معظم رهبری در دیداری که با دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف داشتند، به این مسئله اشاره می‌کنند:
«اشرافی‌گری… از جمله مقولاتی است که بایستی فضای عمومی کشور (احساسات مردم، خواست مردم و به تعبیر رساتر، فرهنگ عمومی مردم) آن را دفع کند تا این علاج شود. آن کسانی که به اشرافی‌گری گرایش دارند و دلشان برای زندگی اشرافی لک می‌زند (یعنی خوردن و پوشیدن و زندگی کردن و مشی کردن به سبک اشراف و دور از زندگی متوسط مردم) یکی از کارهایی که می‌کنند، این است که این دید و ذهنیت را در مردم به‌ وجود آورند که این چیز خوبی است و ارزش است؛ کمااینکه قبل از انقلاب این‌گونه بود. قبل از انقلاب، مسئولان حکومت، هرچه بیشتر با تشریفات و جاه و جلال و تکبر و تفرعن و لباس‌های فاخر ظاهر می‌شدند، یک عده از عوام مردم بیشتر خوش‌شان می‌آمد! فرهنگ عمومی را این‌گونه شکل داده بودند. بعد از انقلاب به‌عکس شد. لذا کسانی هم که اهل کارهای اشرافی‌گری بودند، از ترس گرایش مردم، اجتناب می‌کردند، اما امروز به‌تدریج می‌خواهند کار را به‌عکس کنند… این اشرافی‌گری، با احساس عمومی مردم، با نوشتن، با گفتن و با ترویج این فکر، درست خواهد شد. این باید به یک فرهنگ تبدیل شود؛ کاری نیست که بشود به‌صورت دادگاه ویژه و محاکمه و امثال این‌ها درستش کرد.»[۱۲]
۳٫     تضییع بیت‌المال
 
مسئولین به دلیل اینکه منابع مالی و مادی کشور در دستان آنان است، به‌راحتی و تحت عنوان‌های صوری می‌توانند بیت‌المال را تضییع کنند و برای تفاخر این اموال را دور بریزند.
«…یک وقت هست که ما جلوی چشم مردم یک مانور اشرافی‌گری می‌دهیم، این دیگر مباح و مکروه ندارد، همه‌اش حرام است، به‌خاطر اینکه تعلیم‌دهنده‌ی اشرافی‌گری است به اولاً زیردست‌های خودمان، ثانیاً آحاد مردم به این کار تشویق می‌شوند. ما نباید مردم را به این کار تشویق کنیم… ریخت‌وپاش ما اولاً از جیبمان نیست، از بیت‌المال است؛ ثانیاً ریخت‌وپاش ما مشوق ریخت‌وپاش دیگران است.»[۱۳]
«…به نظر من، اشرافی‌گری برای یک کشور آفت است؛ اشرافی‌گری مسئولان، آفت مضاعف است؛ به‌خاطر اینکه اگر اشراف عالَم از مال خودشان (حالا حلال و حرامش به‌عهده‌ی خودشان) خرج می‌کنند، از مال خودشان اشرافی‌گری می‌کنند، اما اگر مسئولان اشرافی‌گری کنند، از مال مردم خرج می‌کنند، مال خودشان که نیست.»[۱۴]
از آنجایی که تجمل‌گرایی راه مصرف را آسان و آسان‌تر می‌کند، در نتیجه انگیزه‌ی تولید را از جامعه می‌گیرد. وقتی در جامعه‌ای اسراف و تجمل‌گرایی زیاد شود، کم‌کم از قدرت تولید آن کاسته می‌شود، زیرا منابعی که باید صرف افزایش نیروی تولید شود، مصرف شده و این مسئله جلوی سرمایه‌گذاری جهت طرح و اجرای زیرساخت‌های پیشرفت را می‌گیرد و این مانع بزرگی در مقابل پیشرفت یک جامعه است.
تجملگرایی و اشرافی‌گری و تأثیرات آن بر اقتصاد مقاومتی
اقتصاد مقاومتی نظریه‌ی جدیدی است که توسط مقام معظم رهبری در سال ۱۳۹۲ مطرح شد. با نگاهی به این نظریه، که به‌صورت کارشناسانه، عمیق و جامع مطرح شده است، فرصت تجمل گرایی و اشرافی‌گری  در این مدل اقتصادی جایگاهی نداشته و می توان ادعا کرد که نسخه‌ی درمان درد اقتصاد کشوری است و همه‌ی افراد جامعه در آن سهیم هستند.
اقتصاد مقاومتی باید در محیط‌های آموزشی نهادینه شود؛ چراکه اصلاح فرهنگ مصرف‌گرایی و تجمل-گرایی در آموزش ما جایگاهی ندارد. همچنین خانواده نیز نقش مهمی را ایفا می کند؛ چراکه به‌عنوان اولین و مهم‌ترین نهاد فرهنگی و اقتصادی است.
یکی دیگر از مسائلی که برای محقق شدن اقتصاد مقاومتی نیاز است حمایت مردم از دولت و مسئولان است؛ چراکه اقتصاد مقاومتی باید بر پایه‌ی اقتصاد مردمی باشد. رهبر انقلاب می‌فرمایند: «مسئله‌ی مدیریت مصرف، یکی از ارکان اقتصاد مقاومتی است؛ یعنی مصرف متعادل و پرهیز از اسراف و تبذیر. هم دستگاه‌های دولتی، هم آحاد مردم و خانواده‌ها، باید به این مسئله توجه کنند که امروز پرهیز از اسراف و ملاحظه‌ی تعادل در مصرف، بلاشک در مقابل دشمن یک حرکت جهادی است. انسان می‌تواند ادعا کند که این اجر جهاد فی‌سبیل‌الله‌ را دارد.»[۱۵] اما سؤال اینجاست زمانی که مردم مسئولین تجمل گرا را در کنار خود مشاهده می کنند، می توان توقع همکاری را از آ‌ن‌ها داشت؟ جواب این سؤال کاملاً مشخص است و اکثریت مردم اعتماد و اطمینان خود را با دیدن این‌گونه ریخت‌وپاش‌ها از دست می دهند.
یکی دیگر از مسائل مهم در اقتصاد مقاومتی، اتکا به تولید داخلی است. کشوری که مردم آن به تجمل‌گرایی روی آورده و بازار مصرفشان را به‌ویژه لوازم گران قیمت خارجی اشغال کرده است، در واقع وابستگی اقتصادی‌شان را عملاً با دست خود امضا کرده‌اند و باید بخش کلان سرمایه‌ی ملی خود را صرف واردات کالاها و لوازم مدل جدید کشورهای خارجی نمایند و کارخانه‌های داخلی به خاطر نبود بازار مصرف، چاره‌ای جز تعطیلی نخواهند داشت.
نتیجه‌گیری
مسئولین نظام و بدنه‌ی حکومت در تمامی شرایط اقتصادی کشور، به‌خصوص در دوران کنونی، باید از ریخت‌وپاش‌ها و صرف بودجه های ناکارآمد بیت المال جلوگیری نمایند و همچنین زندگی خود و اطرافیان خود را تا حد متوسط جامعه پایین بیاورند؛ چراکه آن‌گونه که تاریخ نشان داده است، مردم تاب حاکمان و امرایی را که خوی اشرافی‌گری گرفته اند نداشته‌ و در مدت کوتاهی از آن‌ها روی گردان خواهند شد و جایگاه مسئولیتی را که مردم به آن‌ها واگذار کرده‌اند پس خواهند گرفت.
پی‌نوشت‌ها:
۱٫      قصص، آیات ۷۶ تا ۷۹٫
۲٫      میزان‌الحکمه، ج ۳، ص ۲۹۸٫
۳٫      تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص ۶۵٫
۴٫      نهج‏البلاغه فیض، حکمت ۱۰۰٫
۵٫      بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۱۰، ص ۸٫
۶٫       بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۷۸، ص ۴۶، روایت ۵۷، باب ۱۶٫
۷٫      نهج‏البلاغه، حکمت ۴۵٫
۸٫      بیانات در دیدار کارگزاران نظام در تاریخ ۲۳ مرداد ۱۳۷۰٫
۹٫      بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت، ۸ شهریور ۱۳۸۴٫
۱۰٫ بیانات در جمع مردم استان کردستان‌ در تاریخ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸٫
۱۱٫ سخنرانی در تاریخ ۲۳ مرداد ۱۳۷۰٫
۱۲٫ پرسش و پاسخ با دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، اول آذر ۱۳۷۸٫
۱۳٫ بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت، ۸ شهریور ۱۳۸۴٫
۱۴٫ پرسش و پاسخ با دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، اول آذر ۱۳۷۸٫
۱۵٫ سخنرانی مورخ ۳ مرداد ۱۳۹۱٫
انتهای مطلبمنبع:

برهان

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را بیان کنید


7 + دو =