مهرداد مهرابی

شعر «حرم امام»

۱۰۷۵۷
۲۵ تیر ۱۳۹۴
۰

 

در سرم سوت میکشد چیزی

باز ریل قطار می لرزد

توی این مرقدی که من دیدم

تن بنیانگذار می لرزد

 

فکر کردم که خواب می بینم

در پس گنبد آفتاب نبود

ساخت این بنای رویایی

طرح معمار انقلاب نبود

 

این همه کار این همه زحمت

آنچنان دلنشین چرا پس نیست؟!

بین گلدسته های این گلزار

عطر مستضعفین چرا پس نیست؟!

 

پس بپرس از تمام کارگران

تا بدانیم علت آن را

که چرا نیمه کاره ول کردند

کار گچ کاری جماران را

 

عقده ها از عقیده ها دورند

در مرام جنوب شهری ها

در نیفتید اینقدَر اما

با امام جنوب شهری ها

انتهای مطلب

دیدگاه خود را بیان کنید


+ هشت = 16