مسیرهای انحرافی و صراط مستقیم «دلواپسی»

۸۴۳۷
۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳
۰
در وانفسای طرح فرعیات دشمن‌ ساخته‌ ای چون «جشن کاخ سعدآباد» و «دفن فرای جاسوس» و «اختلاس “ب.ز”» و «ویزای ابوطالبی» و… همایش دلواپسیم صراط مستقیمی بود که دغدغه دلسوزان انقلاب را مجدداً به سمت مذاکرات هسته ای جلب نمود

متأسفانه یا خوشبختانه، هر نسل جدید از نسل ماقبل خود، توقعی نتیجه گرایانه یا به عبارت بهتر، طلبکارانه دارد چراکه تنها در صورت به ارث بردن میراثی قابل اعتنا، خواهد توانست مسیر رشد و پیشرفت را پیموده و راه اسلافش را تداوم بخشد.

مهم است که بدانیم به سبب همین دید نتیجه گراست که شاید شنیدن جزئیات طی نمودن مسیر سنگلاخ موفقیت، چندان برای نسل های آتی جذاب نباشد و تنها آگاهی یافتن از «پیروزی» یا «شکست» نسل گذشته، کفایتشان کند.

اگر بخواهیم از دید مصداقی به این امر بنگریم، نگرشی که دانش آموزان ایرانی براساس اطلاعاتی که از کتابهای درسی شان از دو قرارداد ننگین «گلستان» و «ترکمانچای» دارند، تنها به جدایی بخش های عظیمی چون “آذربایجان”، “ارمنستان”، “گرجستان”، “ایروان”، “نخجوان” از خاک ایران و الحاق آن به روسیه تزاری محدود می شود.

در این میان اما کمتر دانش آموزی است که بداند علیرغم جدایی این مناطق از ایران، چه محدودیت ها و معذوریت هایی به لحاظ فقر و بیماری و کمبود نفرات جنگی وجود داشته و یا حتی چه رشادت هایی از سوی امثال عباس میرزاها در طول جنگ های ایران و روس سر زده است.

در زمانه کنونی اما ملت ایران و مسئولین جمهوری اسلامی در برهه ای حساس از تاریخ قرار گرفته اند، برهه ای که طی سالیان یا قرن های آینده از آن به عنوان نقطه عطفی اساسی در تاریخ ایران یاد خواهد شد.

با توجه به نوشتار فوق اما آیندگان این مرز و بوم تنها در صورتی به نسل کنونی به دیده خادم نگاه خواهند کرد که توافق میان ایران و ۶ کشور، نتیجه ای سودآور و مطلوب داشته باشد؛ در غیراینصورت پسوند دیگری برازنده این نسل انقلاب اسلامی خواهد بود.

شاید این سوال در ذهن ما و سایر هم نسل هایمان مکرراً پدیدار شده باشد که چرا جماعت ایرانی در زمان انعقاد عهدنامه های گلستان و ترکمانچای، خاموش و دست و پا بسته بودند و هیچ اقدام و اعتراضی در جهت عدم انعقاد آن صورت ندادند.

این سوال همان سوالی است که شاید فرزندان ما در دهه های آینده از ما بپرسند، با این وجود آیا جوابی قانع کننده برای این پرسش از خویش خواهیم داشت؟!

 

فزرندانی که نه با توجیه «تحریم» قانع می شوند و نه از بهانه «گرانی» راضی، بلکه تنها خواهند گفت که به چه حقی غنی سازی «۲۰ درصد» را به «۵ درصد» فروختید و آینده ما را تباه ساختید؟!

در چنین شرایطی برگزاری همایش «دلواپسیم» را می توان در راستای همین پاسخگویی – در حد توان – نسل جوان انقلاب به نسل مابعد خویش ارزیابی نمود.

در وانفسای طرح فرعیات دشمن‌ ساخته‌ ای چون «جشن کاخ سعدآباد» و «دفن فرای جاسوس» و «اختلاس “ب.ز”» و «ویزای ابوطالبی» و… همایش دلواپسیم صراط مستقیمی بود که دغدغه دلسوزان انقلاب را مجدداً به سمت مذاکرات هسته ای جلب نمود.

اگرچه پرداختن به فرعیات نامبرده فوق نیز در جایگاه خودش واجب و ضروری خواهد بود اما لازم است تا توجه تمامی ملت و بالاخص امت حزب الله و دلسوزان راستین انقلاب به سمت و سوی «مذاکرات هسته ای» به عنوان مهمترین مسأله پیش روی نظام جمهوری اسلامی پس از جنگ ۸ ساله تحمیلی متمرکز شود تا خدای نکرده طی روزها و هفته های آینده به فکر علاج واقعه پس از وقوع نبوده و پاسخی قانع کننده برای آیندگان این مرز پرگهر داشته باشیم.

  • منبع:

    خیبرآنلاین
انتهای مطلب

دیدگاه خود را بیان کنید


9 × شش =