«مسیر برجام» بهترین گزینه ترامپ برای اعمال فشار احتمالی بر ایران/ پیروزی ترامپ را باید نقطه پایان پروژه جهانی سازی قلمداد کرد/ برجام 2 و3 یعنی عدم نقش آفرینی در نظم جدید و فرو رفتن در نظم رو به زوال آمریکایی

۱۲۳۱۲
۰۶ دی ۱۳۹۵
۰
با وجود تلاش جریان اصلی رسانه ای و اتاق های فکر بزرگ امریکا، انبوه نظرسنجی ها و نظرسازی ها و دانلد ترامپ در مجموع آراء الکترال لازم برای انتخاب به عنوان رئیس جمهور امریکا را بدست آورد. اما چرا این انتخاب مهم است!؟
۱- برخی گمان می کنند آنچنان که ترامپ در سخنرانی انتخاباتی خود گفته، برجام را آتش خواهد زد و به این ترتیب ایران از شر این قرارداد پرخسارت و بی منفعت خلاصی خواهد یافت. اما این گمان کمی تا قسمتی خوش بینانه است، سالیان سال روابط امریکا و ایران نشان داده است تغییر دولت ها نقشی در تغییر سیاست ها در قبال ایران نداشته است.
ویلیام برنز در دولت بوش مسئول میز ایران بود، در دولت اوباما هم همین مسئولیت را بر عهده داشت و اصلی ترین بخش مذاکرات مربوط به برجام در لحظات پایانی را هم خودش اداره و اجرا کرد.
اگر ترامپ بخواهد ایران را تحت فشار بگذارد، هیچ راهی بهتر، پر ثمر تر و کم هزینه تر از مسیر برجام نخواهد داشت. برجام آنچنان ظرفیت هایی برای فشار به ایران را در اختیار امریکا قرار داده است که تا سال‎های سال بتواند کشور را با مشکل روبرو کند.
ظرفیت‎هایی که به دلیل ملاحظات انتخاباتی تاکنون مسکوت بوده و اتفاقا پس از روی کار آمدن دولت جدید به فعلیت خواهد رسید. ترامپ چرا باید چنین ظرفیتی را نادیده بگیرد و خودش را درگیر کارهای پر هزینه تری غیراز مسیر برجام بکند؟!
با دست فرمان برجام، بیش از هر مدل دیگری ایران را تحت فشار قرار خواهد داد. پس از این حیث و به جهت عدم تغییر رویکرد دولت امریکا در قبال ایران، انتخاب ترامپ با کلینتون تفاوت چندانی نخواهد داشت، الا اینکه جریاناتی نزدیک به دولت یازدهم ارتباطاتی وثیق با بدنه کارشناسی و اتاق های فکر دموکرات ها برقرار کرده بودند و اکنون که هیلاری شکست خورده است، این ارتباطات و نقشه های وطرح های مشترک، با اخلال مواجه خواهد شد. برای بررسی بیشتر این ارتباطات کافی است به پرونده سیامک نمازی، نایاک، بروکینگز و کمپین های تبلیغاتی که برای هیلاری برپا کردند رجوع کرد.
Donald Trump a dejoue les pronostics «مسیر برجام» بهترین گزینه ترامپ برای اعمال فشار احتمالی بر ایران/ پیروزی ترامپ را باید نقطه پایان پروژه جهانی سازی قلمداد کرد/ برجام 2 و3 یعنی عدم نقش آفرینی در نظم جدید و فرو رفتن در نظم رو به زوال آمریکایی
۲- آنچه در تحلیل‎های داخلی از پیروزی ترامپ تا حدودی مغفول باقی مانده است، تاثیرات این انتخاب در مناسبات کلان بین المللی است. پیروزی ترامپ را باید نقطه پایان پروژه جهانی سازی قلمداد کرد. او اصرار دارد که هزینه های گزاف نظامی گری امریکا در سراسر جهان را کاهش داده و بیش از همه به وضعیت داخل امریکا بپردازد، ترامپ معتقد است مردم امریکا و اقتصاد امریکا هم اینک بار بسیاری از کشورهای جهان و بسیاری از اتفاقاتی که شاید لازم نباشد برای آن هزینه کرد را به دوش می‎کشد. او معتقد است باید به اقتصاد مردم امریکا و داخل امریکا پرداخت و کشور را از درون تقویت کرد تا باز هم امریکا به اوج برسد.
این همان استدلالی بود که دقیقا موجب شد انگلیس از کشیدن بار اتحادیه اروپا انصراف بدهد، از آن خارج بشود و تلاش کند به «خودش» بپردازد. اتحادیه اروپا بزرگترین نماد پروژه جهانی سازی بود و انگلیس ترجیح داد انصراف خودش را خیلی زود از این پروژه اعلام کند.
به نظر می‎رسد نظم بین الملل شکل گرفته پس از فروپاشی شوروی، رو به افول گذاشته است و قدرت های بزرگ جهانی با علم به این اتفاق، خود را برای نقش افرین باقی ماندن در دوران پساگذار مهیا می کنند.
اگر خروج انگلیس از اتحادیه اروپا و پیروزی ترامپ در انتخابات امریکا را در این چارچوب تحلیل کنیم، باید امروز را روز پایانی پروژه جهانی سازی قلمداد کرد. و اگر برای انتخاب ترامپ اهمیتی قائل باشیم بیشتر از همین جبنه است.
۳- در شرایطی که قدرت های بزرگ جهانی به دنبال تعریف و تحکیم نقش خود در آینده جهان هستند تا در نقشه ای که هنوز تهییه نشده است، جایگاه و سهم بیشتری را برای خود ترسیم کنند دولتمردان دولت یازدهم با ولع تمام به دنبال پیوستن به پروژه پایان یافته و شکسته خورده جهانی شدن و  جهانی سازی هستند.
در شرایطی که موسسان اتحادیه اروپا همچون انگلیس از فروپاشی این اتحاد سخن گفته و خود را کنار می کشند، معاون آقای ظریف با ذوق زدگی از تلاش برای بازگشایی دفتر اتحادیه اروپا در ایران می گوید و درست زمانی که امریکا در تدارک است تا به «خودش» برسد، دولت تمام وجهه همتش را برای اعلام با صدای بلند به کدخدایی پذیرفتن امریکا مصروف می دارد تا مگر کدخدای بزرگ، این دولت را و ایران را در عداد نوکران و چاکران ویاران بارگاه کدخدا بپذیرد، غافل از آنکه کدخدا خوب فهمیده این بارگاه در شرایط گذار و تبدیل به شرایط جدید است و برای آن روز تدارک می کند.
و در شرایطی که قدرت های جهانی با تجمیع همه داشته ها و مولفه های قدرت خود مشغول تعریف نقشی هر چه موثرتر در نظم جدید جهانی هستند، دولت یازدهم با تدراک برجام ۱ و ۲ و ۳ و .. تلاش می کند تا هر ابزار قدرتی در چهار دهه حاکمیت جمهوری اسلامی  حاصل شده است را به باد بدهد تا شاید او را به عنوان شهروندی معمولی در جامعه جهانی رو به زوال امریکایی بپذیرند.
چقدر خوب گفت جلال آل احمد که « غرب زدگی می گویم همچون وبا زدگی و اگر به مذاق خوشایند نیست بگوییم همچون گرمازدگی یا سرمازدگی. اما نه. دست کم چیزی است در حدود سن زدگی. دیده اید که گندم را چطور می پوساند؟»
انتهای مطلب

دیدگاه خود را بیان کنید


× شش = 48