مهدی فاضل

موضوع پیشنهادی محافل انقلابی و مومن و بسیجی و هییتی

۸۵۴۲
۰۵ خرداد ۱۳۹۳
۰

استاد میرباقری معتقدند که فضای فکری امروز کشور شاهد تقابل سه دیدگاه مختلف در نحوه اداره کشور است. نخست کسانی که درصدد سکولاریزه کردن مدل اداره کشور هستند. دوم گروهی که به نوعی می توان آنها را طرفداران مدرنیته اسلامی قلمداد کرد و سوم، طیفی که به دنبال ایجاد تمدن اسلامی هستند. ایشان در مقام توصیف اختلافات ایدئولوژیک این سه گروه، قرائت سکولاریست ها از اسلام را در گروه اول قرار می دهند. گروه دوم را نیز کسانی می دانند که در عین قبول تجدد، آن را فاقد اخلاق و معنویت قلمداد می کنند و به همین دلیل هم به دنبال ترکیب اخلاق اسلامی با دستاوردهای تجددند. ایده آل این گروه را نیز ایجاد یک ژاپن اسلامی می دانند. گروه سوم نیز از نظر ایشان معتقد به مدنیتی متمایز از تجدد است. یعنی بر این باور است که می توان تمدنی را تماما مبتنی بر ایدئولوژی اسلام بنا نهاد.
بر اساس این نوع دسته بندی، تمام افراد، ذیل این سه گفتمان قرار می گیرند. در حقیقت برخلاف آنچه امروز مرسوم است و رهبری نیز با آن مخالفت کرده اند، دوگانه چپ و راست و یا اصلاح طلب-اصولگرا یک دروغ تاریخی بزرگ است. واقع امر این است که طیفی از چپ و راست، هیچ اختلاف ایدئولوژیکی بارزی با هم ندارند. به همین دلیل هم هست که در عرصه عمل ( و حتی در اتخاذ مواضع)، همسویی قریبی را در بین این طیف افراد، شاهد هستیم. دلیل اصلی انشقاق در جناح موسوم به اصولگرا نیز به همین نکته بازمی گردد. عدم توانایی وحدت در بین دو گروه عمده از اصولگرایان، معلول تفاوت مبانی فکری و اختلاف گفتمانی بین این دو طیف است نه لجبازی و دعواهای شخصی و غیره. باید بپذیریم که بسیاری از گروه ها و جریان های ذیل جناح اصولگرا و نیز تیم دولت فعلی ، همگی جزو گروه دوم، یعنی معتقدان به مدرنیته اسلامی قرار می گیرند. با پذیرش این موضوع هم هست که حمایت نایب رئیس فعلی مجلس به عنوان رئیس جدید جبهه پیروان (جبهه پیروان طی ائتلاف طیف وسیعی از گروه های اصولگرا تشکیل شده است)، از مشی اعتدال دولت یازدهم مایه تعجب نخواهد بود. حتی سخنان اخیر آقای شهردار و نیز حمایت چند سال پیش ایشان از رویکرد هسته ای دولت اصلاحات نیز قابل درک و فهم خواهد بود.
بر طبق همین دسته بندی، معتقدم نقد بسیاری از اصولگرایان، یک نقد درون گفتمانی محسوب نمی شود. چرا که اساسا گفتمان مشترکی در این بین وجود ندارد. به خصوص اگر مانند استاد میرباقری بر این باور باشیم که گروه اول و دوم در عین اختلاف در بعد نظر، در عرصه عمل یکی می شوند و مسیر یکسانی را در پیش می گیرند.

آیا بسیاری از اصلاح طلبان و اصولگرایان اختلاف ایدئولوژیک دارند؟!
اعتدال در سالهای اخیر یکی از کلیدواژه های اصلی سخنان «محمدرضا باهنر» (نایب رئیس مجلس نهم و یکی از همفکران علی لاریجانی) بوده است. به ویژه آن که بدانیم کمپین تشکیل شده برای حمایت از ثبت نام ایشان در انتخابات یازدهم، با نام «صدای پای اعتدال » شکل گرفته بود. در همین راستا، آقای باهنر چند روز پس از انتخابات سال ۹۲، در گفت و گویی به یک مسئله اساسی اشاره کردند:« انقلابی بودن یعنی اعتدال و در اعتدال است که می‌توان به اهداف انقلابی دست یافت.» و این تعریف ایشان از انقلابی گری بود. اما مصداق واژه اعتدال از نظر ایشان چه بود؟! ایشان پاسخ این سوال را در همایش “رویکرد جریان اصولگرایی برای آینده” چنین فرمودند: «اگر افکار عمومی واقعا قرار بود تفکری اعتدالی را انتخاب کنند، روحانی را به درستی انتخاب کردند.» آقای باهنر همچنین دیروز در جلسه “تبیین نسبت اعتدال و اصولگرایی ” درباره شخص آقای روحانی گفتند: «با شناختی که از وی دارم در سابقه اش جز اعتدال ندیده ام »
پ ن۱: آقای باهنر همواره به عنوان یک فعال اصولگرا شناخته شده است. ایشان پس از فوت مرحوم عسکر اولادی، ریاست جبهه پیروان خط امام و رهبری را بر عهده گرفتند. این جبهه از ائتلاف حدود ۱۶ حزب، تشکل و جمعیت اصولگرا تشکیل شده است که از مهمترین آنها حزب موتلفه اسلامی را می توان نام برد. به معنای دیگر این جبهه شعاع وسیعی از طیف های اصولگرا را در برمی گیرد.
پ ن۲: آقای روحانی، رئیس جمهور محترم فعلی، فردی است که در انتخابات گذشته، طی توافقی، با اصلاح طلبان به وحدت رسید. آقای باهنر که یک فعال اصولگرا ست، ایشان را یکی از مصادیق اعتدال نامیده است.

انتهای مطلب

دیدگاه خود را بیان کنید


9 + = دوازده