کاندیدای مورد تأیید گفتمان انقلاب اسلامی در کمتر از یک ماه در صحنه انتخابات توانست رأی بسیار خوبی را جلب کند

۵۶۵۰
۲۷ شهریور ۱۳۹۲
۰

ما سال گذشته در ایام انتخابات روی این نکته تأکید می‌کردیم که به هر حال فضای کشور به سمت مطالبه یک نوع تغییر در مدیریت و در واقع یک حرکت متفاوت است. ادعای ما این بود که این تفاوت می‌تواند با حفظ نقاط مثبت دولت نهم و دهم هم اتفاق بیافتد.
الزام این تغییر این نیست که ما کل مبانی گذشته را به فراموشی بسپاریم و کل دست آوردهای قبل را به کنار بگذاریم و یک مسیر جدیدی را بخواهیم دنبال کنیم، بسیاری از حرکت‌هایی که در دولت نهم و دهم شکل گرفت، حرکت هایی بود که نقاط ارزشمند و مثبتی داشت و نوع ورود ما در بحث انتخابات با توجه به تلقی عمومی که از جامعه داشتیم این بود که افکار عمومی جامعه، نوعی تغییر را می‌طلبد و از سوی دیگر، دست آوردهای مثبت برایم مهم بود و به دنبال تلفیق بین این دو نگاه بودم.
فکر می‌کنم در انتخابات آن چیزی که رخ داد، در واقع نوعی برخورد بین این دو نگاه متفاوت بود و نوع رفتارهای انتخاباتی هم که شکل گرفت در واقع از هر طرف یک نوع تأکید بر یکی از این دو جنبه‌ها بود.
یک عده‌ای تلاش کردند که نامزد رقیب خودشان را به عنوان امتداد گذشته معرفی کنند و از این طریق تخریبش کنند، بعضی‌ها برعکس، نگاه‌شان این بود که بالاخره تأکید بر نقاط ارزشمند گذشته بکنند، فکر می‌کنم کار صحیح در آن مقطع می‌توانست آن باشد که ما بین این دو نگاه، این تلفیق را به وجود بیاوریم و در فضای عمومی ترویج کنیم.
شاید انتقاد اصلی این باشد که این ترویج آن طور که باید و شاید اتفاق نیفتاد و گفتمان انقلاب اسلامی، گفتمانی بالنده است و گفتمانی است که توان هضم مشکلات و ارائه راه حل‌های جدید برای عرصه‌های مختلف را دارد، ضمن این که با استواری و پایداری روی مبانی می‌تواند جهت‌گیری‌های کلی در چارچوب حرکت رو به جلو ملت ایران به سمت پیشرفت و تعالی حفظ کند.
اتفاقی که افتاد این بود که این دو جنبه در فضای انتخاباتی آن طور که باید و شاید به صورت متعادل از جانب گفتمان انقلاب اسلامی نتوانست ترویج شود و بالاخره برخی از صحبت‌ها و اظهاراتی که این روزها هست، نشان می‌دهد که برخی از این عدم توفیق، ناشی از برنامه‌ریزی دقیق رقبای انتخاباتی بوده است؛ ولی توجه بکنید که علی‌رغم این که کاندیدای مورد تأیید گفتمان انقلاب اسلامی از شروع معرفی‌اش تا حضورش در صحنه انتخابات کمتر از یک ماه گذشت، توانست رأی بسیار خوبی را جلب کند این را مقایسه بکنیم با آرای برخی از افراد که بیش از ۹ سال برای این انتخابات کار کردند، به نظرم این نشان دهنده بالندگی گفتمان انقلاب اسلامی است که می تواند یک نقطه قوتی برای حرکت آینده کشور باشد.

بنده اعتقاد دارم که اگر ما یک گفتمانی را صحیح می‌بینیم باید تلاش کنیم آن گفتمان را ترویج و پایگاه مردمی اش را تقویت کنیم.

فقط من باب این که یک مقایسه‌ای کرده باشم و یک بازخوانی بکنیم عرض می‌کنم، آقای خاتمی که انتخابات سال ۱۳۷۶ پیروز شدند در نظرسنجی‌های بهمن سال ۱۳۷۵ هیچ شانسی برای انتخاب شدن نداشتند ولی وقایع به نحوی رقم خورد که ایشان با آرای درخور توجه، یکی از رئیس جمهورهای کشور شدند.
آقای دکتر احمدی‌نژاد که در سال ۱۳۸۴ رئیس جمهور شدند، باز در بهمن ۱۳۸۳ نظرسنجی‌ها می‌گفت ایشان هیچ جایگاهی در آینده سیاسی کشور ندارد ولی هشت سال رئیس جمهوری کشور شد.
اتفاقاً نسبت به آقای دکتر روحانی هم همین اتفاق افتاد، یعنی نظرسنجی‌های بهمن ۱۳۹۱ ایشان را به هیچ وجه جزو ۱۰ نامزد اصلی قرار نمی‌داد، ولی فضای انتخابات به نحوی رقم خورد که ایشان با رأی بیش از ۵۰ درصد مردم به عنوان رئیس جمهوری کشور انتخاب شدند.
می‌خواهم بگویم این نکته که یک نفر در یک مقطعی مورد توجه هست، معلوم نیست که تا آخر هم مورد توجه باقی بماند، رفتارهای افراد درحین کارهای انتخاباتی و نوع تعامل‌شان با رقبا این را می‌تواند تغییر دهد.
ما ملاحظه کردیم که دقیقاً در همین انتخابات و در هفته آخر، بعضی از کاندیداها ریزش رأی بسیار زیادی داشتند، اگر این طور بود که کنار رفتن افراد به نفع همدیگر مؤثر بود این ریزش آرا اتفاق نمی‌افتاد؛ یعنی برخی از افراد بودند که هفته قبل از انتخابات تقریباً تمام نظرسنجی‌ها می‌گفت که احتمالاً یا رأی اول هستند یا با نفر دیگری به دور دوم می‌روند.
من فکر می‌کنم حتی اگر از منظر غیردینی و صرفاً از دیدگاه منتج به نتیجه بخواهیم انتخابات را نگاه کنیم و تحلیل کنیم، باید به این نکته‌ها، بیشتر از ساده کردن فرمول توجه کنیم.
معمولاً این تمایل به ساده‌انگاری در همه صحنه‌ها به ویژه در صحنه‌های اجتماعی وجود دارد، متغیرهایی متعدد و متفاوت، با وزن‌هایی متفاوت وجود دارند، بعضی‌ها فکر می‌کنند با فرمول یکسان سال ۱۳۷۶ می‌شود در سال ۱۳۹۲، اثرگذار سیاسی بود که همین فرمول سال ۱۳۷۶ هم شکستش را نشان داده است.
سال ۱۳۷۶ بالاخره یک نامزد از جانب اصول‌گرایان در میدان آمد و یک کاندیدا هم از جانب جناح رقیب، اگر صرف تک کاندیدا بودن ملاک پیروزی یا شکست بود بالاخره سال ۱۳۷۶ طور دیگری باید رقم می‌خورد. فکر می‌کنم ما یک مقدار باید نسبت به تحلیل مردم و نسبت به نوع نگاه مردم که کاملاً متفاوت از برخی نگاه‌ سیاسیون هست، دقت بیشتری داشته باشیم.

انتهای مطلب

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را بیان کنید


هفت + = 16