یادآوری تجربه تلخ مسقط؛ هشدار برای امضای توافقی ننگین‌تر از ژنو

۸۶۳۹
۰۱ تیر ۱۳۹۳
۰
برپایی چنین مذاکره دو جانبه ای، با همان نفرات سابق که یکبار امتحان خود را در مسقط پس داده اند، براساس کدام تدبیر و اعتدال صورت می گیرد؟

مقامات دولتی ایران و آمریکا در اقدامی عجیب و نگران کننده، امروز و فردا (دوشنبه و سه شنبه) در راستای مذاکرات پرحرف و حدیث هسته ای، مذاکرات دوجانبه را در دستور کار خود قرار داده و به تبلیغ آشکار آن پرداخته اند.

این شوی تبلیغاتی برای نخستین بار پس از انقلاب اسلامی شکل گرفته و همین مساله، موجی از نگرانی و ودلواپسی را با خود به همراه داشته است.

اگرچه پیرامون این دیدار نکات گفتنی بسیاری وجود دارد، نکاتی همچون نیاز فوری و حیاتی آمریکا به یک مذاکره دوجانبه با ایران جهت احیای وجهه در حال فروپاشی ابرقدرت سابق جهان، کاهش اعتبار بین المللی جمهوری اسلامی به ویژه نزد ملت های مسلمان، محدودشدن روابط دیپلماتیک ایران و ۶ کشور به تنها یک کشور عهدشکن و بدسابقه، گذاردن همه تخم مرغ های سیاست داخلی و بین الملل در سبد از هم متلاشی شده و غیرقابل اعتماد آمریکا، تدوام اقدامات نابجای صورت گرفته در سفر روحانی و همراهان به سازمان ملل در نیویورک و… اما مساله ای مهمتر که توجه به آن از درجه اهمیت به سزایی برخوردار است، نباید در این میان نادیده گرفته شود.

طبق اعلام عمومی صورت گرفته، در مذاکرات دوجانبه هیات های رسمی ایران و آمریکا قرار است بیل (ویلیام) برنز، معاون جان کری وزیر خارجه آمریکا که مقامی بالاتر از وندی شرمن (عضو ارشد تیم مذاکرات هسته ای آمریکا) دارد، به ژنو بیاید تا به همراه همکارانش، با عراقچی و تخت روانچی دیدار داشته باشند.

 

این دیدار که پس از جاروجنجال سنگین رسانه ای مبنی بر شکست مذاکرت وین ۴ برگزار می شود، قرار است پیرامون اختلافات هسته ای میان ایران و آمریکا و راه های کاستن از آنها محدود شود اما سابقه برنز و مذاکرات محرمانه وی با تخت روانچی و عراقچی و دیگر دوستان ظریف در مسقط عمان و نتیجه حاصل از آن که به توافق ضعیف ژنو منجر شد، موجب بروز نگرانی هایی شده است.

در جریان مذاکرات سال ۹۲ در ژنو که در تاریخ ۳ آذر به “برنامه مشترک اقدام” ختم شد، رسانه های مختلف بین المللی ضمن اشاره به دیدارهای دوجانبه و چندمرحله ای که میان مقامات ایرانی و آمریکایی در مسقط برگزار شد، بیان داشتند که توافق ژنو، قبل از ژنو در عمان بسته شده بود و در آن شهر اروپایی تنها یک مانور تبلیغاتی با حضور سایر کشورهای تشکیل دهنده ۱+۵ صورت گرفت و حتی برخی رسانه ها، علت زیر میز زدن فرانسه در آن مذاکرات را ناشی از عصبانیت آنها از دیدارهای محرمانه فوق اعلام کرده بودند.

با این حساب، آنچه که پس از چند دور مذاکره دوجانبه و البته محرمانه (!؟) میان مقامات دولت یازدهم با آمریکا در مسقط عمان برگزار شد، توافقی به شدت ضعیف را بر ملت ایران تحمیل کرد؛ توافقی که طبق نظر کارشناسان حوزه های مختلف هسته ای، سیاسی، اقتصادی و بین المللی و حقوقی، دارای لایه های متفاوت آشکار و پنهانی است که دست آمریکایی ها را جهت زیاده خواهی درباره حقوق قطعی ملت ایران باز گذاشته است؛ همان زیاده خواهی هایی که در نتیجه مذاکرات اخیر وین ۴ مشاهده شد.

اینک، دغدغه بسیار مهم و سوالی اساسی که مطرح می شود این است که برپایی چنین مذاکره دو جانبه ای، با همان نفرات سابق که یکبار امتحان خود را در مسقط پس داده اند، براساس کدام تدبیر و اعتدال صورت می گیرد؟

نکته حایز اهمیت اینجاست که توافق ژنو، همانگونه که بارها اعلام شده، توافقی موقت است که ابتدا ۶ ماهه بوده و چنانچه در پایان ۶ ماه (۳۰ تیرماه) به توافق جامع و نهایی منجر نشود، تنها ۶ ماه دیگر قابل تمدید است اما مذاکرات فعلی، برای یک توافق دایمی و طولانی مدت صورت می گیرد و در نتیجه از حساسیت بالاتری برخوردار است.

از سوی دیگر، ویلیام برنز، در اکثر مذاکرات هسته ای که وندی شرمن به عنوان عضو ارشد تیم آمریکایی به صورت علنی دور میز مذاکره می نشست، به صورت پنهانی در اتاق فرمان مذاکرات حضور داشت و با استفاده از شگردهای پنهان کاری، بی آنکه در رسانه ها بروز و ظهوری داشته باشد، از درب های مخفی رفت و آمد می کرد تا از نزدیک در جریان آنچه که میان ایران و ۱+۵ می گذرد، قرار گیرد.

اینک، مرد پشت پرده آمریکایی ها نقاب به کناری زده و آشکارا وارد میدان مذاکرات دوجانبه ای می شود که بارها تجربه محرمانه آن را با طرف های ایران داشته است. این موضوع به تنهایی نشان می دهد که آمریکایی ها برای رسیدن به زیاده خواهی هایشان مصمم هستند و با پالس های متاسفانه مثبتی که از برخی مسئولان اهل سازش ایرانی طی چندماه گذشته دریافت کرده اند، به نوعی دچار طمع شده اند تا بهترین نتیجه را در جریان مذاکرات جاری کسب کنند.

این درحالی است که در طرف ایرانی، تنها چند فرد محدود، بی آنکه حتی انتقادات گسترده نخبگان و دلسوزان نسبت به منافع یک ملت را مورد توجه قرار دهند و هربار با انگی و برچسبی می کوشند تا منتقدین پرشمار را از صحنه خارج کنند، در پیدا و پنهان با حریف عهدشکن پای یک میز می نشینند و از اتاق فرمان و مشورت و فکر تا این لحظه خبری مخابره نشده است.

به هرحال، مذاکرات دوجانبه امروز و فردا میان مقامات ایرانی و آمریکایی به دهها دلیل که برخی از آنها به صورت تیتروار در ابتدای این نوشتار آمد، اشتباه و احتمالا در ادامه اقدامات نابجای نیویورک بوده و تجربه مذاکرات اینچنینی طی یکسال گذشته نیز نشان می دهد که خروجی آن، هرگز به نفع ملت ایران نخواهد بود.

انتهای مطلب

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را بیان کنید


× 9 = چهل پنج