30 خرداد؛ یوم الفتنه باند خاتمی

۸۷۰۳
۰۱ تیر ۱۳۹۳
۰
با این تفاسیر، چگونه بعضی ها به خود اجازه می دهند تا بگویند “حالا زمانی اتفاقی افتاده است که باید از آن بگذریم نباید آنقدر گذشته را به یاد آوریم و باید به جلو نگاه کنیم بعضی ها فقط به پشت نگاه می‌کنند”؟!

۳۰ خرداد، یکی از روزهای تلخ و البته عبرت آموز تاریخ انقلاب اسلامی است که عدم درس آموزی از اتفاقات واقع شده در این روز و به فراموشی سپردن جنایاتی که در حق یک ملت روا داشته شد، اثرات زیانبار بسیاری را در آینده می تواند به بار آورد.

به گزارش پایگاه خبری- تحلیلی “خیبرآنلاین”، در روز ۳۰ خرداد دو اتفاق تلخ افتاد؛ اتفاق نخست را سال ۱۳۶۰ منافقین به بار آوردند که در این روز، علنا علیه خلق اسلحه به دست گرفته و مردم بی گناهی که تنها چهره یک فرد حزب اللهی و انقلابی داشتند، را به رگبار بسته و کشتار گسترده ای را در سطح کشور به راه انداختند.

اما دومین اتفاق تلخ ۳۰ خرداد به سال ۸۸ بازمی گردد؛ سالی که سران فتنه براساس دستورالعمل جرج سوروس و جین شارپ و اندیشکده های آمریکایی که با آنها در ارتباط مستقیم بودند و افرادی را برای انتقال سریع منویات آمریکایی ها به عنوان مشاور و… در اطراف آنها مامور کرده بودند، علیه جمهوریت ایران طغیان کردند و شکست در انتخابات را تاب نیاوردند.

در آن سال، وقتی بیش از ۲۴ میلیون نفر از مردم ایران در یک انتخابات تاریخی با تراز مشارکت ۸۵ درصدی، به کاندیدایی غیر از فرد موردنظر پادوهای آمریکا و اسراییل در ایران رای دادند، خیابان های پایتخت را به صحنه اردوکشی تبدیل کرده و در برابر نصایح، هشدارها و اخطارهای امام و امت، تمرد کرده و تنها به انجام ماموریتی که از غرب به آنها محول شده بود، می اندیشیدند.

 30 خرداد؛ یوم الفتنه باند خاتمی

۳۰ خرداد ۸۸ یکی از نقاط عطفی بود که پرده از چهره بسیاری انداخت و ماهیت پشت پرده و منافقانه آنها را رسوا نمود و کسانی که احتمال نمی دادند نظام مقدس جمهوری اسلامی که به برکت مجاهدت های امام و امت و خون های بسیاری که ریخته شده بود تا سربلند بماند، از آن فتنه آمریکایی- اسراییلی به سلامت عبور کند، همه اعتبار و آبروی خود را خرج آن فتنه کردند.

محمد خاتمی و موسوی خویینی ها از جمله این افراد بودند. این دو فرد که مجمع روحانیون مبارز با نام آنها شناخته می شود، در جریان فتنه ۸۸ به صورت مستقیم ورود کرده بودند و درصدد بودند تا بلوای شکل گرفته در اغتشاشات خیابانی کوی دانشگاه ۷۸ را در این سال، تکمیل کرده و به نتیجه اعلام نشده و مدنظر خود نایل شوند.

ماجرا از این قرار بود که روز سه شنبه، ۲۶ خرداد ۸۸، ستاد نمازجمعه تهران با انتشار خبری اعلام کرد که نمازجمعه آن هفته در دانشگاه تهران به امامت ولی امر مسلمین، امام خامنه ای، برگزار خواهد شد. اعلام این خبر برای هر فرد حتی غیرسیاسی بیانگر این نکته بود که با توجه به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم و اعتراضات شکل گرفته، به ویژه در تاریخ ۲۵ خرداد، امام المسلمین در نمازجمعه پیرامون مسایل به وجود آمده به اعلام نظر خواهند پرداخت و بنابراین، برای هر فرد و گروهی که فعالیت خود را در چارچوب نظام ارزیابی می کند، فرض است که تا آن روز و شنیدن خطبه های معظم له، منتظر شوند و پس از آن، براساس رهنمودهای ایشان اتخاذ تصمیم نمایند.

اما مجمع روحانیون مبارز با رهبری خاتمی و موسوی خویینی ها، فردای اطلاعیه ستادنمازجمعه، (روز چهارشنبه ۲۷ خرداد ۸۸) با انتشار نامه ای سرگشاده اعلام کرد که روز شنبه ۳۰ خرداد تجمع اعتراضی برگزار می کند.

مجمع روحانیون مبارز در این نامه‌ خطاب به فرمانداری تهران خواهان دریافت مجوز برگزاری راه‌پیمایی در روز شنبه ۳۰ خرداد از میدان انقلاب تا آزادی می‌شود و در ادامه، سایت‌های بیگانه و ضدانقلاب با پوشش خبری این نامه نوشتند: «در این راه‌پیمایی که با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین خاتمی و اعضای مجمع برگزار خواهد شد، میرحسین موسوی سخنرانی خواهد کرد».

پس از انتشار گسترده این نامه در رسانه های داخلی همسو با فتنه و سایت های ضدانقلاب و بیگانه، وزارت کشور و نیروی انتظامی نسبت به عدم مجوز برای این تجمع اطلاع رسانی کرده و رسما اعلام شد که برگزاری هرگونه تجمعی در روز ۳۰ خرداد غیرقانونی است.

از سوی دیگر، امام خامنه ای نیز در خطبه های تاریخی ۲۹ خرداد ۸۸ بیانات روشنگرانه ای را ارایه نمودند و پس از تشریح مسایل مختلف، رسما کاندیداها و افراد را از اردوکشی خیابانی منع کرده و البته تبعات ادامه این اقدامات غیرقانونی را متوجه آنها دانستند.

با این حال، مجمع روحانیون مبارز به لیدری خاتمی و موسوی خویینی ها همچنان از اعلام عدم برگزاری تجمع غیرقانونی خود امتناع ورزیدند و رسانه های مجازی نیز بالطبع نسبت به تهییج هواداران و فتنه گران برای حضور در خیابان ها طی روز ۳۰ اقدام کردند.

صبح شنبه ۳۰ خرداد، سردار احمدی مقدم، فرمانده ناجا، با ارسال نامه ای به یکی از سران فتنه خطاب به وی می نویسد: “تاکنون با بی قانونی هایی که تحت لوای هواداری از شما صورت گرفته، نیروی انتظامی وظایف خود را نادیده گرفته است”. فرماندهی ناجا با تشریح نتایج خسارت بار اغتشاش خیابانی هواداران سران فتنه، تاکید می کند: “از این پس نیروی انتظامی در راستای حفظ نظم و امنیت جامعه و مردم، به صورت قاطع با اقدامات غیرقانونی براساس وظایف ذاتی خود برخورد خواهد کرد و جای هیچ گله ای وجود نخواهد داشت”.

با این اعلام از سوی مراکز رسمی و مراجع قانونی برپایی نظم و انضباط در کشور، نهایتا اعلام می شود که تجمع هواداران سران فتنه با اندکی تاخیر در ساعت ۱۶ در کف خیابان های تهران برگزار می شود و البته ساعتی قبل از آغاز این اقدام غیرقانونی، مجمع روحانیون برای شانه خالی کردن از تبعات ناشی از اغتشاش احتمالی پیش رو، اعلام می کند که تجمع را لغو کرده است! اعلامی که به واسطه تاخیر شدید در اعلام آن، فقط به گوش نویسنده آن رسید و کمترین فرصت و زمانی برای انتقال آن به مردم وجود نداشت.

 30 خرداد؛ یوم الفتنه باند خاتمی

جالب اینجاست که در جوابیه رسمی روابط عمومی مجمع روحانیون مبارز نسبت به انتشار این خبر خطاب به مدیرمسئول کیهان در تاریخ ۱۵ بهمن ۱۳۹۲، هر دو مساله ذکرشده فوق را تایید می کنند: ۱- درخواست راهپیمایی این مجمع در تاریخ ۸۸/۳/۲۷ بوده؛ ۲- ظهر روز شنبه خبر لغو تجمعی که ۴ روز برای آن تبلیغات گسترده صورت گرفته بود، اعلام شد. (اینجا)

اینگونه بود که روز ۳۰ خرداد ۸۸ تعدادی از هواداران فتنه که آمیخته ای از منافقین، سلطنت طلبان، حزب توده، بهایی ها، اراذل و اوباش اجاره ای و برخی فریب خوردگان بودند، در سالگرد قیام مسلحانه منافقین علیه ملت در سال ۶۰، به خیابان آمده و ضمن اغتشاش در نظم و انضباط عمومی، زمینه کشتار تعدادی از افراد را فراهم آوردند و در ادامه پروژه طرح ریزی شده توسط بنیادهای متخصص انقلاب های رنگی در آمریکا، پروژه جعلی کشته سازی با نام ندا آقاسلطان رقم خورد.

محمد خاتمی، به عنوان یکی از سران فتنه، فردای آن فجایع با انتشار بیانیه ای درصدد برآمد طرفین(!) دعوا را دعوت به آرامش کرده و البته با ادبیات دوپهلوی خاص خود، به هوادارانش بگوید که همچنان نسبت به احقاق حق خود(!؟) تلاش کنند. او از حاکمیت هم درخواست کرد که به طرح جعلی وی تن داده و هیاتی که سران فتنه آن نسبت به آن اعتماد و اعلام رضایت دارند را به عنوان رسیدگی کننده به ماجرای انتخابات و مسایل بعد از آن تعیین کنند! او در این بیانیه و با لحنی تهدیدآمیز می نویسد: “فرصت ها به سرعت می گذرد و به تهدید تبدیل می شود، در حالی که بر این باورم که هنوز راه رهایی از این وضعیت آشفته بسته نیست و نیازی به امنیتی کردن و نظامی کردن فضا ندارد”!

خاتمی با انتشار این بیانیه به صورت ناخواسته و علیرغم اینکه قبلا و براساس اسناد بسیار، مسئولیت اتفاقات روز ۳۰ خرداد برعهده او و باندش بود، خود را با حوادث شکل گرفته در آن روز و اتفاقات بعد از آن درگیر کرد و رسما نامش را به عنوان یکی از اضلاع مثلث سران فتنه (خاتمی، موسوی، کروبی) معرفی کرد.

بدین ترتیب، در پرونده خاتمی، علاوه بر مسایل تاسف باری که در دوران حضورش به عنوان رییس دولت های هفتم و هشتم وجود داشت، خیانت علیه کشور و ملت نیز اضافه شد و مسئولیت خون های ریخته شده در روز ۳۰ خرداد و روزهای بعد از آن به نام وی ثبت گردید و باید روزی، پس از آنکه مصالح نظام درنظر گرفته شود، در دادگاه عدل پای میز محاکمه نشسته و پاسخگوی فتنه گری و جنایات خود و باندش باشد.

با این تفاسیر، چگونه بعضی ها به خود اجازه می دهند تا بگویند “حالا زمانی اتفاقی افتاده است که باید از آن بگذریم نباید آنقدر گذشته را به یاد آوریم و باید به جلو نگاه کنیم بعضی ها فقط به پشت نگاه می‌کنند”؟!

انتهای مطلب

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را بیان کنید


5 × = پانزده